هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️
من یه بار تو شلوغی پونزده خردادم اخه داشتن کیفمو میزدن سریع فهمیدم 🤦🏻♀️ وای کلی پول گوشیم ولی دیگه اینکه بیاد دست کنه تو جیب کتم نفهمم خیلی حاده😂 لوازم خونه چیکار میکنه با ادم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️
زندگی گاهی دم کردن چای با آلبالوست یا چیدن چند میوه ازدرخت که تورا به ماندن پیوند میدهدزندگی همین لحظه ایست که من تورا نفس میکشم برایت چای میریزم و تمام اندوه جهان را درآن حل میکنم