منو همسرم باهم خوبیم اگ مشکلی ام هس مشکلات کوچیکه ک تو هر زندگی هس و خیلی سریع حل میشه مشکل اینجاست ک تو خانواده ما مادرم رئیس بوده ی جورایی الان ک میبینه من مستقل شدم یکم براش سخته داره سعی مسکنه رو زندگی منو شوهرمم تسلط پیدا کنه
نیست نیست ی زنگ میزنه اعصابمو خورد میکنه میره تا ی هفته دوباره ی تماسو اعصاب خورردی مجدد(پدر مادرم از هم جدا شدن من تو عقدم و با بابام زندگی میکنم ولی هممون حتی مامان بابام با هم خوبن)
ی حرفاییی میزنه ک تو سرم میچرخونم خندم میگیره انگار ن انگار ک ی مادره ک سرد و گرم روزگار چشیده عین من نیس ک جوونم و بی تجربه💔