بچه ها سلام لطفا اگر باردارید بیماری قلبی دارید و یا باور نمیکنید تاپیک رو ترک کنید 🙏🏻 بچه ها من باردارم چند وقت پیش رفتم باغمون ساعت سه شب دلم سیب زمینی کبابی خواست به شوهرم گفتم برام درست بکنه شوهرم گذاشت توی باربیکیو درش رو بستیم و نشستیم داخل حیات تا درست بشه در باربیکیو رو باز کردیم سیب زمینی ها نبود! دیگه حسابی ترسیدیم به بچه ها گفتیم اب شدن بچه ها خوابیدن ساعت پنج و نیم بود منو شوهرم رفتیم توی حیات دستشویی یهو شنیدیم یه زنه میگه چرا سیب زمینی؟ چرا جوجه کباب برامون نذاشتید؟ ازون موقع همش صداش توی گوشمه یعی چی بوده؟ صدای زنه بلند بود بچه هاهم شنیدن صدای شبیه خواهرم بود (فوت شده) بچه ها گفتن خاله بود مامان؟ اینم بگم نزدیک باغمون پنج تا باغ خالی هست ما تنها بودیم