آره ولی اینا ۳۰ سال باهم بودن خیلی کمک میکرد بهشون از همه لحاظ....
من خودمم میترسم ، ما هم یه مدت واحد بغلی یکی بود مرده معتاد بود زنش میرفت اینجا رو میکرد پاتوق قمار خونه و دوستای معتادش ،،، یه روز ساعت ۷ و نیم که شوهرم رفت سرکار اومد در زد ،، من اول فکر کردم شوهرمه برگشته از چشمی دیدم این مرده است ،دوستش هم هست همش میگه خونه نیست؟...
منم با ترس رفتم تو اتاق در رو بستم زنگ زدم شوهرم ،خداروشکر دور نشده بود سریع اومد خونه ولی بعدش دیگه کابوس و ترس ولم نمیکرد