من ندیدم کسی انقدر بی غم باشه چون تو این دنیا هرکس ی غمی داره ولی خداروشکر این نه مثلا ازدواج کرد ازونجایی ک اینجا شهرستانه و شغل اکثریت کشاورزی این یک شوهر کارمند اومد خاستگاریش ک خیلیم وضعش خوبه خیلی باهاش خوبه پسره از اقوام شوهرمه جلو همه احترام خانووشو داره و خیلی میترسه اگر ناراحتش کنه چون خانوم زود قهر میکنه
خانواده دختره پولدارن ی جهاز عالی بهش دادن یک ماه پیش عروسیش بود چه عروسی اینجا معمولا تو خونه عروسی میگیرن اینا تو تالار گرفتن همه چیشون از همه بهتره الان ک رفتن خونشون هرشب دوستاشون رو دعوت میکنن و تا صبح باهم بیدارن همگی یا تولد بزرگ میگیره و یکم حس میکنم کمبود دیده شدن داره خیلیییییی از خودش و خوشیاش تعریف میکنه از شوهرش از پدرش کلا آدم باهاش حس خوبی نمیگیره خودشو خیلی برتر میدونه از همه.....