هر وقت به این موضوع فکر میکنم از همسرم متنفر میشم و دلم پر از خشم میشه. ۴ ماهه عقدم رابطه ام با همسرم از هر نظر عالیه
شوهرم مرد خیلی خوبیه از جهات مختلف
اما هم اون هم مادرش آدمای سیاستمداری در زمینه مالی هستن شرایط مالی خانواده همسرم هم خوبه شوهرم هم شغل نسبتا پردرامدی داره
من همش بهش میگفتم کاش میشد به جای اجاره همون اول زندگی خونه خودمون رو داشتیم، بعدا متوجه شدم خونه خریده اما چه خونه خریدنی ....
یه خونه خیلی گرون و خوب اما چه فایده وقتی سندش به نام مادرشوهرمه چون عمده مبلغش رو ایشون داد. بچه ها من ۳ دونگ خونه داماد جزو مهریمه. میدونم همه اینکارا برای این بوده این سه دونگ مهریه ام بره رو هوا.
شاید بگید مادرشوهرت بهتون لطف کرده. چه لطفی؟ وقتی شوهر من داره چک ۱/۵ میلیاردی این خونه رو پاس میکنه، وقتی همسرم داره پول رنگ و کابینتش رو میده. بهش گفتم اقلا یه دونگ این خونه باید به اسم تو باشه میگفت پولی که من دادم یه دونگش نمیشه بعد هم مالیات انتقال سندش خیلیییی میشه. مادر من هرچی داره مال من و برادرمه هیچ مشکلی پیش نمیاد نگران نباش
ته دلم خیلی غصه ست بچه ها😔 اگر میدونستم اینجوری میخواد خونه بخره هرگز نمیذاشتم.
چکار کنم