بچه ها من عروسی نگرفتم چون من وهمسرم هردومذهبی بودیم ودرمون میخواست به سبک خودمون برگزار بشه یعنی زن ومرد جدا باشن وخلاصه به سبک خودمون ودرود مختصر مثلا ۳۰۰نقر..آنا خانوادم قبول نکردن گفتن یا باید ازریزودرشت که درحد۷۰۰ نفر میشد دعوت کنیم یاعروسی بی عروسی..خانواده همسرم هم چون یه عقد مفصل توتالار داشتم برای عروسی اصراری نداشتن وبه جای عروسی با ۶۰ نفر ازنزدیکا یه مهمونی گرفتیم وتا فرودگاه برای ماه عسل بدرقم کردن...
حالا خیلی دلمگرفته همش ناراحتم که چرا خانوادم به یه عروسی مختصر راضی نشدن چرا وقتی برای تعیین تاریخ رفتن سرخانه وزندگیمون با خانواده همسرم نشستن چیزی نگفتن.
همه اون خرجا روکردم یعنی حتی لباس عروسمم برای آتلیه خریدم وخرج ماه عسل وغذا مهمونای ماه عسل همون خرج عروسی بود ۲سومش تقریبا.
دلممیخواد الان که تازه عروسم بع جای غصه خوردن اززندگی لذت ببرم ولی هی یادم میوفته...کلا مامانم با مراسم خلوت راضی نمیشد حتی نامزدی هم گفت نمیخواد گفت چون باید شلوغ باشه