من همیشه هدفی ک داشتم رو نصفه ول کردم و ب هیچی نرسیدم
همیشه مورد تمسخر دیگران قرار گرفتم حتی خانوادم اما هیچی نگفتم همش میریختم ت خودم
پارسال کنکور ک هیچ نخوندم اصلا برام مهم نبود اماا امسال
من دارم برای کنکور میخونم ک فرهنگیان بیارم واقعا براش انگیزه دارم چون دوسش دارم ولی اینک بازم دارم تنبلی میکنم هرروز میخونم ولی صب سختمه ک بیدار شم روزایی هم ک دیر بیدار میشم کلی حرص میخورم
و مشکل بعدم بخاطر اینک من و ابجیم توی ی اتاقیم و اون پنج سال ازمن کوچیکتره اصلاا درکم نمیکنه با دوستاش شروع میکنه بلند حرف زدن خب حواسم پرت میشه یا اینک همش با داداشم ت اتاق دعوا میکنن همش میگم ساکت
دو س روز هم باهم دعوا کردیم قهر بودیم اما امروز ب مامانم گف ک بگه ب دخترداییم بیاد خونه خب من ب مامانم گفتم ن فردا درس دارم بگو ک جمعه بیاد ابجیمم گف ن من بخاطر این خر😕نمیگم ک ی روز دیگ بیاد خلاصه دوباره دعوا کردیم برداشت بهم گف ت درستو بخون ک باز مثل پارسال نری دانشگاه ازاد دلم واقعا شکست چون ینی منظورش این بود ت بی عرضه ای🙃
بعدش هم من تصمیم گرفتم اتاقم عوض کنم چون نمیزاره درس بخونم ولی اتاقی نبود ما ی حمام داریم ت حیاط خب کسی اونجا نمیره و اینک مثل ی اتاق کوچیک میمونه درستش کردم ک از فردا برم اونجا درس بخونم ولی همه خانواده ام مسخرم کردن شروع کردن ب خندیدن
حتی مادرم برداشت گف از کجا معلوم قبول بشی😂💔
بچه ها من دوبار سر دعواهای خیلی بدی حمله عصبی بم دست داد و بازم منو بخاطر اونا مسخره میکنن میخندن شاید اینا شوخی باشع ولی من دلم میگیرع
میشع من این شیش ماه توی همون حمام بخونم قبول بشم؟ خیلی میترسممم قبول نشم همه مسخرم کنن مخصوصا خانوادم ک دیگ فک کنن واقعا ی بی عرضه ام💔
برام دعا کنین🙃