بچه ها کمکم کنید مادرشوهرم اعصابمو خورد میکنه هروقت میریم خونشون با شوهرم یواشکی حرف میزنه که مثلا رفتین منم باهاتون میام جرات نداریم جایی بریم همش میگه منم میام بعد الان دستشویی بودم فک کرد خونم داشت به شوهرم میگفت منم میام باهاتون اگه یه سوال از من بکنه جوابشو میدم باز همون سوالو از شوهرم میکنه همیشه با شوهرم دعوا داریم سر مادرشوهرم مثلا با پسرا دیگش اینجوری نیست ها فقط با ما جرات نداریم یه جا بگیم میخوابیم بریم
مطمئنم خورشید جفتگیری کرده وگرنه این گرماکار یه خورشید نیست بخدا یه جوری برای نفهمی خرو مثال میزنن انگار بقیه حیوونا تو خلوتشون میشینن سینوس کسینوس حل میکنن
لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدمها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖
من به همه خواسته هام رسیدم و میرسم آرزو ب دل تو گور نمیرم تازشم برای اون دنیامم کلی توشه میخوام جمع کنم آخه ما اینجا مسافریم میدونید که زندگی واقعی و من و شمای واقعی اونجاس اینجا ما ی کالبد مثل یک جلد و لباسیم موقعش که برسه این لباس پر از درد و غم و رنج مادی رو میزاریم زمین و خیلی سبک و سریع میوفتیم تو تونلی ک هدایت میشم ب سمت حساب کتاب مبادا حتی شاخه درختی رو بشکنی حق کسی رو بخوری میگن اونجا بیشترین چیزی ک بازخواست میکنن حق مردمه حق الناسه مبادا گردنت بمونه وگرنه اونجارو هم خراب کردی خدا کمکمون کنه خدارو هزار بار شکر زندم ن بخاطر ترس از مردن بخاطر اینکه فرصت دارم اشتباهامو جبران کنم و در آخر یک صلوات بفرست برای حاجتم خدا خیرت بده ⚘
وای چقد من ارزومه کاش مادرشوهری داشتم.مادرشوهر سابقمم محبت که بهش میکردم مرض حاصل میشد.چون مامان نداشتم مث مامان خودم میدونستمش هیچ جایی نبود که نباشه حتی دورهمیامون میبردمش میگفتم سختی کشیده از دست شوهرش بذار بیاد و یکمخوشی تجربه کنه باز همون موقع طلاق میگفت مگه پرده متری چنده که اینهمه مهریه بدیم😑😑😑