نمیدونم دیشب بابابزرگش حالش بد شد بیمارستان بود منم هی زنگ میزدم بهش تو جاده بود میترسیدم بلا ...
خب اگر گفته زنگ نزن و زدی اشتباه کردی عزیزم صبوری میکردی تا خودش زنگ بزنه حالام اونم ناراحت بوده و عصبی یه چیزی گفته اینقدر بزرگش نکنین حرف بزنین تموم کنین این ناراحتی