2789
عنوان

ارباب🖤

| مشاهده متن کامل بحث + 1719 بازدید | 76 پست

آره با حق طلاق و خانه جدا زندگیمو دوباره شروع کردم ولی الان ۴ سال از زندگیم میگدشت و یکی از خواهر شوهرام ازدواج کرده بود و شوهرم یکم بهتر شوه بود و من تو این ۴ سال حتی یکبار خونه مادم نخوابیده بودم حتی یکبار تنها بیرون نرفتم و بدگمانی های ک همچنان ادامه داشت ک چرا مدیر ساختمون آمد تو رو میخواست ببینه چرا داداش مجردت آمد کاری باهات داشت ولی چون مشاوره میرفتم ولی میدونستم داره بهتر میشه چون همین ک تونسته بود ب خاطر من مامانشو زیر پا بگذاره یعنی داره تلاششو میکنه

آره با حق طلاق و خانه جدا زندگیمو دوباره شروع کردم ولی الان ۴ سال از زندگیم میگدشت و یکی از خواهر شو ...

آفرین سنت کم بوده ولی عاقلانه پیش رفتی

﷽‌من خوבمم ..نـہ تنـבیسے از اونچـہ ڪ בیگراט می‌پسنـבט .. نـہ تقلیـבے از اونچـہ ڪ بهش باور نـבارم .. من با تمام کم و کاستیا خوבمم ـ‌ٖؒ

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ولی مادر شوهر از دور نظارت داشت و سم خودشو می‌ریخت مادر شوهرم تو فامیل خیلی اسم و اخلاق خوبی داشت ولی من ک چند جا خرابش کرده بودم و همه ب مظلومیت من دل میسوزندن از اون طرفم با رفتارش با من دامادش و خانواده بیشتر میشناختن ب دخترش بد می‌گذشت ب حدی ک خواهر شوهرم بهم زنگ میزد میگفت تو رو خدا مادرمو حلال کن تا زندگی منم رنگ آرامش بگیره ولی مادرشوهر مگ ول کن بود .تا اینکه تو رحمم ی چیز ب اسم مول در آمد و گفتن دیوار رحمت خیلی نازک شده و دیگ بچه دار نمیشی این شد بدبختی جدید من .حرفا آمد روم ک شوهرم بی پسر نمیتونه نمیشه ی زن واسش بگیریم مگ میش بچه یدونه باشه و از این شیطنتای مادر شوهری

ولی مادر شوهر از دور نظارت داشت و سم خودشو می‌ریخت مادر شوهرم تو فامیل خیلی اسم و اخلاق خوبی داشت ول ...


وای چ افکار عجیب غریبی

﷽‌من خوבمم ..نـہ تنـבیسے از اونچـہ ڪ בیگراט می‌پسنـבט .. نـہ تقلیـבے از اونچـہ ڪ بهش باور نـבارم .. من با تمام کم و کاستیا خوבمم ـ‌ٖؒ

ولی بگم زندگیم اونموقع داشت بهتر میشد با اخلاق های شوهرم کنار آمدم بدون اون بیرون نمی‌رفتم خونه مادر و ...خوابیدن و موندن نداشتیم نگهبان مادر شوهر همیشه پیشم بود و از بخت خوبم یا بدم برادر شوهرم دختر عموی مادر شوهرمو گرفته بود و خواهر شوهر کوچ نامزد کرده بود .جاریم  ب قول مادر شوهر اونی ک میخواست ادب و احترام و اصل و نصب رو ب من یاد بده آمد تو زندگیمون .این جاری زندگیشو با مادرشوهر شروع کرد اونی ک اگ مادرشوهر چپ بهش نگاه می‌کرد تو کل فامیل پخش شده بود 

ولی بگم زندگیم اونموقع داشت بهتر میشد با اخلاق های شوهرم کنار آمدم بدون اون بیرون نمی‌رفتم خونه مادر ...


عزیزم گوشی دستمه بچم نمیخابه.فردا میخونم حتما

﷽‌من خوבمم ..نـہ تنـבیسے از اونچـہ ڪ בیگراט می‌پسنـבט .. نـہ تقلیـבے از اونچـہ ڪ بهش باور نـבارم .. من با تمام کم و کاستیا خوבمم ـ‌ٖؒ

جاری ب ظاهر مظلوم شد گرگ جون مادر شوهر.اینم بگم خواهر شوهر بزرگه هنوز خونه است.مادر شوهر پشت در نشستن رو شروع کرد .براد شوهرم ک احساساتی و مطیع زنش بود گفت ما آهنگ میزاریم ک تو صدای نزدیکی ما رو نشنوی ما از ترس تو باهم با نامه حرف می‌زنیم و...اینا همه تو فامیل داره میچرخه جاریم با لباس زیر تو خونه و راه پله میچرخید ک دایی های شوهرم دیده بودن و گفته بودن ب بدبخت ترکه زورتون می‌رسید حتی موقعه شه همسایه هام از طرز لباس پوشیدن و رفتار این عروستون ب صدا در بیاد.عروس کولی میشد و زورشو ب شوهرش می‌ریخت برادر شوهرم عصبی بود خونه رو رو سر مادر شوهرم خراب می‌کرد و اینا همش باعث عزیز شدن من پیش شوهرم میشد ولی رفتارها همچنان همونطوری بود 

با حرفا ب دختر دومم حامله شدم  ک تا پنج ماهگی بهم گفتن پسره و تا اونمقع شوهرم رو چشماش منو نگه می‌داشت. ولی وقتی گفتن دختره شوهرم کتکاش شروع شد دختر زا بریم بندازیم تو بدبختی خدا هم تو رو دوست نداره ولی از ی طرفم دکتر بهم گفته بود شاید بچه اول و آخرت باشه و...جاریم هم صاحب ی دختر شده بود آوازه رفتارهای عجیب جاریم تو فامیل پیچیده بود تا جای ک با مادرشوهر سر جلو نشستن دعوا و گیسو گیس کشی و ...اینا یکم تو زندگی من تاثیر داشت و بیشتر مادرشوهرم رو از زندگی من دور کرده بود و حالا فقط مشکلم با رفتارهای شوهرم بود دوستش داشتم چون بعد چند دقیقه از دعوا میومد عذر خواهی می‌کرد میگفت دست خودم نیست ایندفعه دیگ میرم مشاوره تمام زندگیشو صرف من کرده بود خدایی اهل هیچی نبود و تمام سعیشو گذاشته بود واسه خوشبختی من و بچه هام سعی می‌کرد من پیش خواهرام کم نیارم ولی اون رفتار لعنتی خرابش میکرد

خب

داستان کربلا داستان تباهی انسان هاست. داستان کربلا نشانگر این است که آدمی تا چه حد می‌تواند سقوط کند. خدایا نگذار از سقوط کنندگان دوره خودمان باشم، خدایا مراقبم باش  خدایا از فتنه هامیترسم، از آخرالزمان و فریب هایش میترسم. خدایا از آخرالزمان و مردمش میترسم، از فراموش کردن دین و دین داری و اسلام میترسم. خدایا از آخرالزمان و دین گریزی با فریب انسان بودن میترسم، آنها به اسم خوب بودن فریب می دهند و خوبی ها را ازبین می برند. آن ها باتمسخر دین داران به دین ضربه می زنند. این حربه شان است. خدایا از دل بستگی به این دنیای فانی میترسم. خدایا از فردایم میترسم. پرودگارم از عقب گرد رفتن میترسم، من از درکه میترسم. از پاپس کشیدن هنگام امتحانات و مشکلات میترسم. خدایا از تبلیغات فریبنده و هدف دار میترسم. خدایا از شکم سیری و دنیادوستی میترسم. معبودم از گم کردن راه میترسم،خالقم روز به روز بیشتر گناه عادی می‌شود و قبحش ریخته، من از عادی پنگاران گناه نباشم. پروردگارم جای ارزش و ضد ارزش با تفاسیر به ظاهر زیبا عوض می‌شود من از ظاهربینان نباشم.معبودم من از توجیه کنندگان گناه برای آرامی عذاب وجدان نباشم. بارالها جملات آخرم شهادت دادن به یکتایی و معبود بودن تو و به رسالت محمد(ص) و به ولایت علی (ع) باشد. خدایا کمکم کن خدایا مراقب من و مردمم ونسلم باش.خدایا کمک کن نه ظالم و نه مظلوم روزگار باشم. من در جرگه خودخواهان نباشم. پروردگارم به من و نسلم و خانواده ام کمک کن بتوانیم آن گوی آتشین آخر الزمان را در دستانمان حفظ کنیم.خدایا اسیر جو زمانه نشویم. عزیزان اگه دلتونو شکوندم اگه ظالمانه ناراحتتون کردم به ناحق بی عدالتی کردم پای اعتقادم نذارید پای ضعیف النفسی و گناهکاریم و عدم کنترل بر نفسم بگذارید.منم ضعیفم وگنهکار .. عاشق خاکم عاشق ایرانم خدایا مراقب کشورم و مردمم باشه.      مرگ بر آمریکا و اسرائیل تا ابد.             عزیز مادر با رفتنت داغ بزرگی رو قلبم نشست امیدوارم منو ببخشی امیدوارم تو زندگی ابدی همو ببینیم. دوست دارم❤️1403/4/21تاریخ رفتنت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز