2789
عنوان

ارباب🖤

| مشاهده متن کامل بحث + 1719 بازدید | 76 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ولی این وسط اهانت ب هیچکس نمیکنم چون همه جا بد و خوب داره عشق من ب حضرت ابوالفضل رو قبول داشت یعنی ما ترکا اعتقاد شدید بهش داریمو داشتیم محرم ها ۵ روز نزدی ب عاشورا هر عصر منو می‌برد خونه مامان تا تو تکیه ها و روضه ها شرکت کنم و آخر شب میومد منم میبرد  نه ک شب بخوابم نه .این قرار ما بود و من ب همینم راضی بودم خودش اهل هیئت و اینا نبود و تو اوج دعوا شده بود نقطه ضعف من ک چ فرقی بین من و تو حسینی و منم خیلی بهم بر می‌خورد ولی راصی بودم ب رضای خدا.اون مدت ک مریض بودم قبل دخترم قرار بود اینور برن کربلا یعنی مادر شوهر و مادر بزرگ و فامیلی خانم شوهرم.خوب چون نگهبانم میومد شوهرم گفت میزارم بری ولی از شانس شوهرم ک راصی نبودم ی هفته بیمارستان بستری شدم و نشد ک برم.

بزارید عمق فاجعه بد دلی شوهرمو بگم وقتی مریص بودم دکتر های خانم نمیتونستن علت بیماری منو بفهمن رفتم تو کریم خان ی بیمارستان خصوصی بود دکترش آقا بود خوب شوهرم دید ک دکتر آقا ولی سن بالا هستن و حساب کن شوهر بد دل نمیدونم چرا اول هیچ واکنشی نشون نداد اما وقتی رفتم تو و در رو بست و در حال معاینه من شد ک ببینه میتونم عمل  شم یا نه من دراز کشیدم و دکتر این دستگاهی ک وصل میکنن ب سینه تا  آمادگی قلب رو واسه بیهوشی بسنجن دیدم گوشیم زنگ خورد خوب من نمیشد دستگاه روم  پاشم جواب بدم و دوباره زنگ خورد دکتر رفت دستاشو بشوره دیدم شوهرم در رو باز کرد ک چرا جواب نمیدی چرا دکتر دستشو میشوره چیکار کردی با زن من گوشی رو پرت کرد رو صورت دکتر .اونم با اینکه پیر بود سرشو زود کشید اونور شیشه پشت دکتر آمد پایین و داد بیداد .با چ بدبختی از اونج آمدیم بیرون شوهرم ب راننده تاکسی گفت ما رو ببر جای ک همه دکترا زن باشن و اون ما رو برد بیمارستان جامع زنان ک الان شده محبان یاس و واقعا همه زن بودن و من ی هفته انجا بستری بودم شوهرم آنقدر خیالش راحت بود کلا ی بار آمد ملاقتم اونم ب خاطر اسرار دخترم

خلاصه با این اوضاع ب خواسته شوهرم از ۲ سالگی دخترم تحت نظر بودم واسه ی پسر .یکسال گذشت نشد ۲ سال نشد ای یو ای کردم نشد این دکتر برو اون دکتر برو نشد گفتن نازایی بی علت گرفتی و دیگه بچه دار نمیشی.از اون طرفم خدا مادرشوهر رو ب داماد معتاد جدید و عروسی ک فامیل رو از بدی مادر شوهر پر کرده بود سرگرم کرده بود حتی من شده بودم سنگ صبور و شوهرم از این رابطه خوشحال بود ولی منم دیگ یکم زور گرفته بودم و حرفی ک زندگیمو داشت خراب می‌کرد جلوشو میگرفتم حتی یادمه ب مادرشوهرم گفتم یادته میگفتی ی عروس میگیرم تا همه چیو از اونیاد بگیری اون سرشو انداخت پایین ولی بچه ها ی چیز بگم درسته خیلی حرفا بینمون رد و بدل شده ولی ب این محرم تا حالا تمام سعیمو کردم بهش بی احترامی نکنم بیوه بودنشو سرش نزنم چون از مادر خودم میترسیدم میگفتم اونم مادره اگ اون جای این بود چی

ما تو جمع فامیل نشسته بودیم ک عمه جاریم زنگ زد ب مادربزرگ شوهرم ک پول کربلا رو واریز نکردی منم شنیدم ک قراره برید کربلا منم ببرید نمییدونم چرا گفتم مادرشوهر و جاری ب من نگاه میکردن ک مگ شوهرت میزاره مادربزرگ گفت ی زنگ بزن ببین میزاره با کلی ناامیدی زنگ زدم ک اینا میخوان برن میزاری برم بی هیچ بحثی گفت برم گفتم مطمئنی گفت برو ولی مامانمم باید بیاد منم گفتم من سگ کی باشم اگ اون طلبیده باش بزار اونم بیاد باورم نمیشد تمام کارها رو داشتم میکردم دنبال ویزا دنبال پاسپورت کاروان لباس آماده کن ولی میگفتم ی جا میخواد بگه خیره کجا میری  جاریم دختر عمه هاش عروس عمه هاش همه آمدن اونم ب واسطه من و ما رفتیم کربلا اونم روز ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان

خـــب

از کسے نپرس خوشبختی کجاس ✌                                          تو بازی کن عمو .......!        نویـســـــــنده    خــــــــــداس❤                              هروقت خیلی بهت سخت گذشت وناامید شدی  و رسیدی ته خط مدام با خودت بگـــــو: به مو میرسه  پاره نمیشه ؛؛؛  خداهست خداهست خداهستـــ                         میخوام بد باشم ،خدا نمیزاره                                    میخام خوب باشم بندش نمیزاره ،                       عجب بساطی داریما ،                                         بــخــدا نگـــو ⛔◀ مشکل بزرگی دارم▶     ب مشکلت بگو 😒    خـداے بـــــــزرگے دارم 💗💞💖                                                                                

من ک خونه بابای خودم حتی ی شب نخوابیدم من ک بدون اون پا تا جلوی در نذاشتم رفتم کربلا خیلی سخت بود با ۲ تا بچه ۹و۴ ساله گرم سخت دست تنها ولی بدونید تو دل من چ غوغای بود ک آره منی ک میگفتن دعا کنید میرید کربلا تو دلم میخندیدم با اخلاق این من تا امامزاده سر کوچه نمیرم چ برسه کربلا ولی رفتم کربلا رفتم نجف رفتم سامرا تو اوج داعشیا ولی رفتم .ب حرفی ک مینویسم نخندید من جاریم دختر عموی جاریم و عروس عمه همه دختر دار بودیم ولی یکی از دعاهمون پسر دار شدن بود ولی من اول واسه شوهرم بعد میگفتم خدایا اگ میخوای یدونه مثل این بدی نمیخوام اما ی صالح سالم بهم پسر بده و کلی دعاهای دیگ من ۷ خرداد از کربلا آمدم  

من ک خونه بابای خودم حتی ی شب نخوابیدم من ک بدون اون پا تا جلوی در نذاشتم رفتم کربلا خیلی سخت بود با ...

خب

داستان کربلا داستان تباهی انسان هاست. داستان کربلا نشانگر این است که آدمی تا چه حد می‌تواند سقوط کند. خدایا نگذار از سقوط کنندگان دوره خودمان باشم، خدایا مراقبم باش  خدایا از فتنه هامیترسم، از آخرالزمان و فریب هایش میترسم. خدایا از آخرالزمان و مردمش میترسم، از فراموش کردن دین و دین داری و اسلام میترسم. خدایا از آخرالزمان و دین گریزی با فریب انسان بودن میترسم، آنها به اسم خوب بودن فریب می دهند و خوبی ها را ازبین می برند. آن ها باتمسخر دین داران به دین ضربه می زنند. این حربه شان است. خدایا از دل بستگی به این دنیای فانی میترسم. خدایا از فردایم میترسم. پرودگارم از عقب گرد رفتن میترسم، من از درکه میترسم. از پاپس کشیدن هنگام امتحانات و مشکلات میترسم. خدایا از تبلیغات فریبنده و هدف دار میترسم. خدایا از شکم سیری و دنیادوستی میترسم. معبودم از گم کردن راه میترسم،خالقم روز به روز بیشتر گناه عادی می‌شود و قبحش ریخته، من از عادی پنگاران گناه نباشم. پروردگارم جای ارزش و ضد ارزش با تفاسیر به ظاهر زیبا عوض می‌شود من از ظاهربینان نباشم.معبودم من از توجیه کنندگان گناه برای آرامی عذاب وجدان نباشم. بارالها جملات آخرم شهادت دادن به یکتایی و معبود بودن تو و به رسالت محمد(ص) و به ولایت علی (ع) باشد. خدایا کمکم کن خدایا مراقب من و مردمم ونسلم باش.خدایا کمک کن نه ظالم و نه مظلوم روزگار باشم. من در جرگه خودخواهان نباشم. پروردگارم به من و نسلم و خانواده ام کمک کن بتوانیم آن گوی آتشین آخر الزمان را در دستانمان حفظ کنیم.خدایا اسیر جو زمانه نشویم. عزیزان اگه دلتونو شکوندم اگه ظالمانه ناراحتتون کردم به ناحق بی عدالتی کردم پای اعتقادم نذارید پای ضعیف النفسی و گناهکاریم و عدم کنترل بر نفسم بگذارید.منم ضعیفم وگنهکار .. عاشق خاکم عاشق ایرانم خدایا مراقب کشورم و مردمم باشه.      مرگ بر آمریکا و اسرائیل تا ابد.             عزیز مادر با رفتنت داغ بزرگی رو قلبم نشست امیدوارم منو ببخشی امیدوارم تو زندگی ابدی همو ببینیم. دوست دارم❤️1403/4/21تاریخ رفتنت

۲ روز بعد پریود شدم شوهرم میگفت چی شده دوباره دردات شروع شد دوباره دکتر و اینکه شوهرم خیلی بهتر شده بود واقعا بهتر شده بود ب کرم حضرت عباس چون انجا گفتم آقا فرار کردم تو خودت طلبیدی پس خودتم نجاتم بده.ما این وسط بنای داشتیم کلا خودمو از یاد بردم تا اینکه سینه هام درد می‌گرفت دوباره دل درد داشتم گفتم ول کن دوباره بدنم بهم ریخته


 

۲ روز بعد پریود شدم شوهرم میگفت چی شده دوباره دردات شروع شد دوباره دکتر و اینکه شوهرم خیلی بهتر شده ...

خب بعدش

از کسے نپرس خوشبختی کجاس ✌                                          تو بازی کن عمو .......!        نویـســـــــنده    خــــــــــداس❤                              هروقت خیلی بهت سخت گذشت وناامید شدی  و رسیدی ته خط مدام با خودت بگـــــو: به مو میرسه  پاره نمیشه ؛؛؛  خداهست خداهست خداهستـــ                         میخوام بد باشم ،خدا نمیزاره                                    میخام خوب باشم بندش نمیزاره ،                       عجب بساطی داریما ،                                         بــخــدا نگـــو ⛔◀ مشکل بزرگی دارم▶     ب مشکلت بگو 😒    خـداے بـــــــزرگے دارم 💗💞💖                                                                                
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز