پدر بزرگم فوت شد مرد مهربونی بود دوسش داشتم اما از پسر خالم دوری میکردم بخاطر ارتباط احساسی که بینمون بود البته قبل ازدواج من دیدمش امروز دلم براش تنگ شده بود رفیق بچگی و حامی من مرد رویاهام میدیدمش اما قسمت نبود از این عشقای الکی نبود یه عشق پاک که میتونم به پاکیش قسم بخورم صداش کردم که بگم برو خرما بخر پاش خورد به پله به جای اون من اخ گفتم نمیگم چرا قسمت نشد چون حتما خدا صلاح ندونست ولی دلم براش درد میکنه خیلی درد میکنه خیلی