2777
2789
عنوان

حقش بود؟!

324 بازدید | 28 پست

من و شوهرم دیروز بعد یه سری دعوا و تصمیم به جدایی و اینا قرارگذاشتیم دیگه باهم خوب باشیم و باهم درست صحبت کنیم و حرف بد هم نزنیم. کلی التماس کرده ها. 

بعد امشب داشتیم میخوابیدیم، 

گفت اخ یادم رفت به بابات زنگ بزنم. 

بابام بیمار شده الان فک کنم شوهرم 3هفتس زنگ نزده حالشو بپرسه. 

منم همینطوری گفتم واقعا کا خیلی بیشعوری یه احوالی از بابام نمیپرسی. 

بعدش سریع گفتم ببخشید بیشعور نیستی حواسم نبود نباید حرف زشت بزنیم. 

خب؟ 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

خب

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست

بعدا مثلا داره با دخترم حرف میزنه میگفت این مامانتون بی ادبه، بی خونوادس، بلد نیس حرف بزنه بهش یاد ندادن تربیتش نکردن. 

مامان و بابای من، من یه بچه داشتم که طلاق گرفتن. 

این لفظ بی خونواده رو هم خواهرشوهرم پارسال توی دعوا بمن گفت، شوهرم با اینکه میدونه چقد اتیشی میشم ازین حرفش و به شدت به شدت روی خونوادم حساسم، 

از پارسال 3بار اینو بهم گفته. 

منم اینو گفت هرچی از دهنم درومد بهش گفتم. 

اخرشم گفتم تو لیاقت نداری باید بری.... م بهت تا ساکت بشینی. 

دیگه اروم شد گرفت خوابید😐

بعدا مثلا داره با دخترم حرف میزنه میگفت این مامانتون بی ادبه، بی خونوادس، بلد نیس حرف بزنه بهش یاد ن ...

حساسیتو بردار حالا بگه مگه چی میشه

منم بی خانوادم🤪شوهرم یه سر کوفتایی میده که نگم برات

میگه تو مث مامانتی منم میگم دقیقا و دیدی که ننم بابامو جر داده

ننه بابا منم جدا شدن

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز