بچه ها از قبل تایپ نکردم تو رو خدا حوصله کنید زود زود میذارم
توی محل ما یه اقایی هست که زن داره و طبقه بالا خونه پدرش زندگی میکنن اوایل ازدواج یکم گویا ناراحتی داشتن زنه چند بار رفت قهر فلان تا مرده تعهد داد برگشتن ب زندگی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
والا چی بگم هر دو تا زنش دور از جونت احمق ن اولی ک خنگ نفهمید شوهرش چیکار میکنه دومی هم با چه امیدی ...
مرده مشروبات الکی خودش درست میکنه و خانوادگی میخورن یه چیز عادیه براشون شبی هم که رفته در خونه پدر دختره تمام رابطه ها دوتا دختر دیگریا مرده لو داده کلا معروف شدن تو محلمون