2777
2789
عنوان

مشکلش چیه؟

101 بازدید | 13 پست

بچه ها بیاین از یکی از پسرای فامیلمون بگم براتون

بچه ها این کلا خیلی مغروره

بعد اینکه کلا حس میکنم با من یکم عجیب غریب رفتار میکنه

مثلا نشسته جلوش یه ظرفه

من اون ظرفو میخوام  و دنبالشم نمیگه اینجاس

ولی به دختر۱۴ ساله فامیل ک میخواد میده

چند بار مچ نگاهشو به خودم گرفتم ولی سریع رو برگردوندم ازش تا متوجه نشه

نمیدونم خصومت داره چیه مشکلش

مثلا من دارم حرف میزنم سوال داره از. حرفام از خودم نمیپرسه از یکی دیگ میپرسه

گاهی اتفاقی یه چیزی میگم میخواد بگه من بیشتر بلدم سریع حرفمو نقض میکنه 

یه بارم دست دراز کردم یکیو نشون بدم گفت اینطوری ک دستتو دراز کردی میاد خواستگاریت!!!

بچه ها برینم بهش یا نه؟

پسره دیگه 

چـادر من!!! ❤️❤️تــو بــامـن بـزرگ شدی!🙆‍♀️درتـمام لحظات زندگی ام همرام بـودیـ  با من زیر باران ☔🌧️🌀ماندی و خیس شدی  با من قد کشیدی تغییر کردی با من زیر افتاب گرمت شد.. .من یک محجبه ام برایم از سختی هایش بهانه بیاور!😶ولی بدان حرفایت روی من اثر ندارد🙃من در این دنیا باحجاب بودنم را باهیچ چیز عوض نمی کنم😊😍❤️شاید از نظر بعضی ها زیبا نباشد 🤪ولی تمامم را به رخ هرکس و ناکسی نمی کشم 😎 "حجاب" مهر عنایت حق بر قامت فرشتگان زمین است ❤️🧡💛💚💙💙💜  تاریخ هیچوقت فراموش نمیکنه اون روزه روبه روی ضریح  امام رضا علیه السلام چادر سفید رو سرمنو قرآن بدست تو که از استرس یه آیه رو ده بار میخوندی ومنی که چشم دوخته بودم به گلای چادرو زبونم بند اومده بود. بلافاصله بعد گغتن بله بتو دستمو گرفتی و در گوشم گفتی.((تا اخر لحظه ای عمرت مال خودمی.... ومال خودم.. بعد از گذشتن این همه روزو ساعت این جمله ی تو هرشب میاد تو ذهنمو و گوشم  انگار تازس و همین الان گفتی چون هیجوقت کم نزاشتی و نزدی زیز حرفت...  من حاضرم بمیرم ولی یه روز بدون تو نمونم  زندگی بدون تو مثل مردن از عطش و خورذن آب و سیر نشدنه... 💔خداایا هیچ کاری و.. هیچ کاری نمیتونه شکر گزاری منو بابت نعمتات نشون بعده پس خودت یجور حساب کن مهربونم💜❤️💔

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

این بی ادبی میکنه با این رفتارا به نظرم


تو هم براش مغرور باش

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  14 ساعت پیش
توسط   مورچه۲  |  14 ساعت پیش