شمام باشوهراتون دعواتون میشه همیشه فک میکنید مقصرخودتونید عذاب وجدان میگیرید برید معذرت خواهی؟
ما مرغمون تموم شده...فقط چندتا بال مرغ مونده بود تو یخچال تو تابه کبابشون کردم چون شوهرم دوس داره بال...ازدراومد گفت چی داریم گفتم غذای موردعلاقت سفره انداختم رفت تو قیافه گفت من فردا این استخونارونمیبرم سرکار گفتم فعلابخورتوتافردا خدابزرگه ی چیزی درست میکنم واست...ی دونه بال خورد گفت خودت همشو بخور من فردا این استخونارو نمیبرم گفتم چندبار میگی گفتم باشه ی چیزی درست میکنم واسه فردات انگار مقصرمنم ک مرغ نداریم مجبوریم استخون بخوریم اصلا حق نداری بخوری پاشو.اونم پاشد
خیلی اعصابم خورده من میگم گناه داره جیبش خالیه بش فشارنیارم بقول خودش استخون درست کنم شکممون سیرشه این اینجوری رفتارمیکنه...
عذاب وجدان گرفتم واسش پیتزادرست کردم وارچندبارازش معذرت خواستم گفتم غذاتوبخور نخورد قهرکرده
مقصرمن بودم؟اگ اره چیکار کنم اگ ن چیکارکنم؟عادت کرده همیشه من منت کشی میکنم