قرار گذاشته بود پنج شنبه بریم خونه مادربزرگم از اول هفته گفت هماهنگ کردیم امروز میگه نمیام باشه بعد ماه رمضون منم اعصابم خورد شد بهش گفتم برو بابا یعنی چی منو دل هوایی میکنی نمیایی گوشیو قطع کردم عذاب وجدان گرفتم بابت کارم از طرفی هم غرورم اجازه نمیده بزنگم چیکار کنم😔
دوست عزیزی ک داری امضام رو میخونی لطفا واسه مامان شدنم یه صلوات میفرستی😍
خرّم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پرو بالی بزنم ❤ ❤ الهی شکرگزار این زندگی هستم که به من بخشیدی؛ به خاطر همه چیزش:تو را شکر بابت آدمهایی که معلم من بودهاند.❤تو را شکر بابت درسهایی که زندگی به من ارزانی داشتهاند.❤تو را شکر برای عشقی که میگیرم، میبخشم و میپراکنم. ❤ ( تایپ کردم گلبهارجون بعد دیدم "ر" جا افتاده)😮