2777
2789
عنوان

مادر😔

187 بازدید | 29 پست

قرار گذاشته بود پنج شنبه بریم خونه مادربزرگم از اول هفته گفت هماهنگ کردیم امروز میگه نمیام باشه بعد ماه رمضون منم اعصابم خورد شد بهش گفتم برو بابا یعنی چی منو دل هوایی میکنی نمیایی گوشیو قطع کردم عذاب وجدان گرفتم بابت کارم از طرفی هم غرورم اجازه نمیده بزنگم چیکار کنم😔

دوست عزیزی ک داری امضام رو میخونی لطفا واسه مامان شدنم یه صلوات میفرستی😍

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

واااااای 

پدرو مادر فرشته ی تکرار نشدنی ان 

هیچ وقت دلشونو نشکونید

خرّم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست               به هوای سر کویش پرو بالی بزنم            ❤                               الهی شکرگزار این زندگی هستم که به من بخشیدی؛ به خاطر همه چیزش:تو را شکر بابت آدم‌هایی که معلم من بوده‌اند.❤تو را شکر بابت درس‌هایی که زندگی به من ارزانی داشته‌اند.❤تو را شکر برای عشقی که می‌گیرم، می‌بخشم و می‌پراکنم. ❤                              ( تایپ کردم گلبهارجون بعد دیدم  "ر" جا افتاده)😮

مادرته ها غریبه که نیس، دور از جونش ولی به زمانی فکر کن که ممکنه نباشه و تو با خودت همش میگی کاش اونطور باهاش برخورد نمی کردم

از این کاربری دو نفر استفاده می کنند.من و خواهرم. سپیده و هدیه
من زياد پيش مياد اينجوري خيلي عذاب وجدان ميگيرم ديگه جبران نمشه😭

اره لعنتی از صبح ولم نکرده اه

دوست عزیزی ک داری امضام رو میخونی لطفا واسه مامان شدنم یه صلوات میفرستی😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز