مرده زن داره زنش بچه دار نمیشده به دکترش که دوست خودشه پول میده دهنش میبنده جواب آزمایش درست میکردن که مشکل از مرده ست
هیچی دیگ مرده هم ذهنش نمیره که زنش دروغ گفته باشه فکر میکنه معجزه خداست دختره رو صیغه میکنه پول میده خونه اجاره میکنه براش
یه روز تو خیابون زنش این دو تا رو می بینه شر به پا میکنه میره دادگاه ازمایش میدن اونجا مشخص میشه که زنش ۱۵ سال دروغ گفته و عمرش رو به باد داده ازش جدا میشه