سلام دوستان عروسی من دو سال پیش بود... فردای عروسی قرار بود یه مراسم پاتختی داشته باشیم که مادر شوهرم گفت خونه ما نمیشه و من مجبور شدم تو خونه خودم بگیرم که جلو مهمونام که از شهرستان اومده بودن و منتظر فردا بودن زشت نشه وقتی خودش و خواهرش شوهرم و جاریم و دخترش اومدن حتی چادر مشکی و مانتوشون رو در نیاوردن و هیچ مهمونی هم دعوت نکرده بودن و تا اخر با اخم نشستن و رفتن ...
یه هفته بعد من تماس گرفتم و دعوتشون کردم که اگه مشکلی حس حل کنیم خانم رضایت ندادو ما دوسال رفت و آمد نداریم البته اینم بگم حتی همسرم هم میدونه مشکل ممانشه و واسه همینه خودش هم ارتباط نداره
حالا بعد دو سال بردر شوهرم همه رو برای شام دعوت کرده شما اگه جای من بودین میرفتین یا نه