2777
2789
عنوان

داستان تلخ زندگی من 2 +بغض

219 بازدید | 8 پست

سلام دوستان دیروز هم همین تاپیکو زدم ولی ب دلایلی نتونستم بزارمش خیلی ببخشد معذرت میخوام امشب تصمیم گرفتم که براتون بزارم داستان زندگیمو

دوستان اشتباه نکنید ! من فمنیست نیستم ؛ فمینیست مدافع حقوق برابر بین زن و مرده . من مرد ستیزم !

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب داستان زندگی من بر میگرده یه 18 سال پیش زمانی که تازه بدنیا اومدم من تا 11 سالگی با فقر زندگی کردم البته فقر شدید نه... دلیل فقر هم این بود که بود که یه ماه بعد به دنیا اومدنم همزم دو تا کارگاه بابام ورشکست شد و بابام کلی بدهی بالا آورد...

همیشه هم با خودم فکر میکردم ک تقصیر من بوده و پا و قدمم نحس بوده... از خونواده بابامم که نگم! همش دنبال یه نقطه ی تاریک تو زندگیمونن که آزمون سو استفاده کنن و آبرومون رو ببرن... بخاطر همین بابام پیش خونواده پدریم رو بعضی مسائل مثل آرایش و  فتار و لباس تا حدودی سختگیری میکنه... از همشون هم زخم خوردیم. و بابام تا حدودی ازشون نا امید شده ولی رابطمون قطع نکردیم. بخاطر همین بابام همیشه میگه من فقر و بدبختی و بدهی رو تحمل کردم و بعد چند سال خودمو جم و جور کردن ولی تحمل ریختن آبروم به دست خواهر برادرام رو ندارم...

خب من همیشه بالا ترین رتبه های مدرسه. رو داشتم و کلاس پنجم هم تیز هوشان قبول شدم بابامم خیلی بهم افتخار می‌کرد

داستان اصلی زندگیم و تغییرات خیلی مهم زندگیم از 13 سالگی شروع شد... زمانی که از ته دل عاشق شدم...

دوستان اشتباه نکنید ! من فمنیست نیستم ؛ فمینیست مدافع حقوق برابر بین زن و مرده . من مرد ستیزم !

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سلام

سایه۱۳۷۲ | -41 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز