2777
2789
عنوان

ترس

69 بازدید | 9 پست

سلام.. دوستان من خیلی ترس از دست دادن دارم 

همش میترسم یکی از اطرافیانم از دنیا بره 

در حدی که بعضی شبا مثل امشب اضطراب شدید میگیرم و خوابم نمیبره

همش عذاب وجدان دارم که اگه از دست برن من چقد اذیتشون کردم چقد ناراحتشون کردم 

تروخدا اگ کسی مثل منه یه راهنمایی بدین بگید من چیکار کنم 

خدایا آرامش بده به همه😍🙇

ترس نداره 

همه رفتنی آن 

چرخه طبیعته 

تولد دست خداست 

مرگم دست خداست 


من یه قانون جذبی ام آشنا به مسائل ضمیرناخوداگاه°•°•°•°•°•°• اگه تو نوشته هام کلمات بی ربط هست بخاطر اینکه ک از تایپ صوتی استفاده میکنم و بعضی کلمات و خود گوشی اصلاح میکنه•°•°•°•°•°متاسفانه اوضاع جوریه ک نمیشه سیاسی حرف نزد و کاربری  آدم فدای آزادی بیان میشه :/ •°•°•°• بحث سیاسی با کسی ک نفعش تو نفهمیدنه و ترجیح میده جاهل باشه اَخِ •°•°•°•   { ایخه شیماها سیتین پینجمین غیرب زیده اید } °•°•°•°•° نی نی سایت برا من یعنی کلی خواهر مادر باتجربه ک میتونن خیلی کمکم کنن...راستی اگه منو تو شب زدن رد خونمو از نی نی یار شب پیگیری کنین :/ .....اوووممم آهان اینم بگم ک ب نی نی یار ۵ هم تارگت میزنم :) پدر خوانده اس شک نکنین ....پشت دست من بازی کنین :///

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

همه وقتی به این چیزا فکر میکنن حالشون بد میشه(خودم که گریم میگیره😑💔)سعی کن به این چیزا فکر نکنی و از اینکه کنار کسایی که دوسشون داری هستی لذت ببری(بعضیا میگن اگه زیاد بهش فکر کنی خدای نکرده اتفاق میوفته)

منم دارم.این نشون میده دل خیلی پاکی داری ک فقط به فکر دیگرانی نه خودت

چیکار میکنی خوب بشی؟ 

من از زمانی این ترس اومد تو زندگیم که 13 سالم بود و مادرم باردار بود ماه اخر بارداری مادرم یکی از آشناهامون که اونم باردار بود فوت کرد من اون چند ماه بارداری مامانم رو با سختی و زجر گذروندم خداروشکر همه چی خوب پیش رفت 

ولی ترسش هنوز تو وجودم هست 

و الان بیشتر عذاب وجدان دارم که اگه از دست بدم براشون کم گذاشتم

خدایا آرامش بده به همه😍🙇

من مثل شما هستم هر روز فکر کنم اگ مادرم یا پدر یا داداشام یا بچه هام یا همسر را از دست بدم چطور زندگی کنم  من بدون اونها میمیرم

چند وقت پیش یه دانه روی سر پسرم دیدم آنقدر ترسیدم

فکر میکردم  دارم پسرم از دست میدم شبها میآوردم پیش خودم میخوابوندم هر روز بوسش میکردم دعا میکردم شب روز نداشتم تا بردمش دکتر 

دکتر گفت چیز خاصی نیس یه پماد داد بعد خوب شد 

2790
2778
2791
2779
2792