من یه دختر عمو دارم عاشق پسرعموم بود و هست من و پسرعموم عین خواهر و برادریم یه روزی خونه ی مامان بزرگم نشسته بودیم این خانوم اومد یه چرخیزد مثلا داشت خودش رو نشون میداد پاش پیچ خورد ترق خورد زمین متو پسرعموم هم نتونستیم جلوی خودمون رو بگیریم ترکیدیم از خنده😂دختر عموم الان افسرده شده و بسیار هم نمیر المونینه