سلام عزیزان من میخوام باهاتون یکم درد دل کنم
دوسالی هست ازدواج کردم
بعد از عروسی دردای عجیب غریبی میگرفتم ک رفتم دکتر و متوجه شدم رماتیسم دارم
یمدت دنبال دارو درمانش بودم اما اصلا فرقی نداشت
یمدت آروم میشه یمدت طوری میشه ک کارای شخصیمو نمیتونم ب راحتی انجام بدم
از طرفی جاریام دارن تند تند حامله میشن یکی بعد از دوتابچه و یازده سال یکی دوتا بچه داره دوقلو حاملس و من با این شرایط نمیتونم باردار بشم
خیلی غصه میخورم.شوهرمم بچه دوس داره سنشم داره میره بالا
نمیدونم چکار کنم.خانوادش چیزی از بیماریم نمیدونن
ن میتونم زندگی کنم مثل ی آدم معمولی نه میتونم جدا بشم
ولی دلمم برای شوهرم میسوزه اون چ گناهی کرده اخه