سلام گلم
دوتا خواب خیلی بهم ریخته منو.
خواب دیدم تو مدرسه بودیم که هممون عزادار بودیم
بعدش خسته بودم خوابیدم رو صندلی های مدرسه
وقتی بیدار شدم دیدم خونه ی یکی از فامیلامونم
سریع پاشیدم دویدم رفتم خونه ی مادربزرگم
پسر دایی و دایی ام هم سیاه پوش بودن سلام کردم گفتم بچه ام کجاست؟
گفتن داخله
منم رفتم داخل دیدم خونه پر از گل های شکوفه ی بهاری هست ک یه آقا ایستاده بود
منم گونه اش رو بوسیدم و گفتم بچه ام کجاست ؟
گفت که خونه مادرشوهرته
( همون زنی ک فامیلمون هست و من تو خونشون خوابیده بودم)
دویدم رفتم دیدم در بسته اس با اینکه اصلا عادت ندارن درشون رو ببندن
در زدم گریه میکردم ک بچه ام رو بدید
همون آقایی ک کنار شکوفه ها دیدمش با کت و شلوار بچه رو نشونم داد ولی برو گذاشت تو ماشین و رفت
منم هی گریه و زاریمیکردم
🥺عجیب بود برام