گلم خیلی رفتی تو فاز دخترای رمان ها!!!تو گذشتت هرچی بوده گذشته !!دیگه چرا گند زدی به اعتمادو احساس نامزدت
خودت یکی بهت بگه خسی بت ندارم هوای گذشتم تو سرمه چه حالی میشی؟؟اشتباه محض کردی این حرفارو بهش زدی مگه هرچی تو دلته باید بگی
قبل انتخابش باید سنگاتو باخودت وامیکندی ببینی چند چندی باخودت
الان دیگه وقته اما و اگر نبوده
باید خودت تو دراز مدت حستو بهش بیشتر میکردی
خودت کمک میکردی که گذشته تو بندازی دور
نیازی نبود شوهرتو مطلع کنی ازین حس نداشتن من بجاش دلم گرفت قضاوت نیست اینا خواهرم بودی همینارو بهت میگفتم قطعا بخاطر بهم زدن زندگیت یه سیلی هم بهت میزدم
دنیای واقعی با ادمای تو رمانها و فیلمافرق داره بفهمن حسی نداری دور میشن ازت شایدم متنفر بخاطر بازی بااحساسشون
بذار اوضاع اروم شه یه چن روزی زنگ و پیام نده بعدش
تو پیام خلاصه وار بهش بگو (البته اگه دوسش داری و میخوای باهاش زندگی کنی بابدو خوبش کم وزیادش!!!)
بگو عزیزم من معذرت میخوام حرفام خیلی بد بود من از سر لج گفتم چون با پدرمادرم دعوا کرده بودم میدونم نباید اون خرفارو میزدم و عصبانیتمو سر تو خالی میکردم
من اگ دوست نداشتم که بهت بله نمیگفتم مگه زورم کرده بودن
منو بخش تو هم اشتباه کردی که همه رو خبر کردی ماباید عیبای همو بپوشونیم نه که تقی ب توقی خورد فحش خورم کنی و حرفای پشت سرمو تایید کنی و بکوبی تو سرم من ابروی توام
توهم ابروی من باید پشت هم باشیم من تو جمع همه ی این ماجرارو میگم توهم پشتم باش