2777
2789
عنوان

جاری

319 بازدید | 31 پست

دوستان من پدرشوهرم چندسال واسه شوهرم آپارتمان خریده شوهرم توسربازی بوده تابیادمرخصی برادرشوهروجاری بیشعورم ازحسودی رفتن مخ باباشوزدن آپارتمان روبرداشتن واسه خودشون ازوقتی اینوفهمیدم ازشون متنفرشدم ازشانسم چون باخونواده شوهرم تویه ساختمونیم هرروزاینجان دست خودم نیست حرصم میگیره میبینم راحت رفتن نشستن آپارتمان ماهم اینجاداریم عذاب میکشیم تویه خونه کوچیک بااذیت های مادرشوهرم 

اع ب شوهرت بگو خب با پدرش حرف بزنه

._. استادمون‌میگفت‌:ماشینو‌که‌طراحی‌میکنن یه‌آینه‌کوچیک‌میزا‌رن‌واسه‌‌نگاه‌کردن‌به‌عقب یه‌شیشه‌بزرگ‌میزارن‌واسه‌دیدن‌جلو همونقد‌ر محدود‌به‌گذشته‌نگاه‌کنید نگاهتون‌به‌جلو‌باشه!"میفهمین‌کِه‌چی‌میگم.. #زندگی‌ذره‌کاهیست که‌کوهش‌کردیم... مامان یه پسر کوچولو هستم^^

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

پسر بزرگتر یا متاهل تو اولویته

پدرشوهرت نباید اینجوری واسه یکی خونه میگرفت

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

وقتی پدرشوهرت برا پسر مجردش خریده اونا حق داشتن زرنگ بازی در بیارن، اونا تو اولویت بودن 

اونهاخونه داشتن مستاجرنبودن که واسه مجردخریده که اینم خونه داشته باشه بتونه ازدواج کنه

خب پس اونا اون سختی رو تحمل کردن دیگه 

نه چون خانوم برادرزاده پدرشوهرمه باهاش کاری ندارن هرکاری دلش بخوادمیکنه حتی خودشون اومدن پایین بالاکه بزرگه دادن بهش امابه مامیگن جاتون خوبه دیگه بزرگ رومیخوایین چیکار

عزیزم پدر شوهرت داده بهشون ؟  باید از پدرشوهرت متنفر باشی . اون داده بهشون به هر حال اگه شوهرتو ...

بیچاره شوهرم ازهیچی خبرنداشته خودش هم دوماه پیش ازطریق خواهرش فهمیدآپارتمان مال اون بوده

نه چون خانوم برادرزاده پدرشوهرمه باهاش کاری ندارن هرکاری دلش بخوادمیکنه حتی خودشون اومدن پایین بالاک ...

خب باشه به هر حال با هم بودن، اگه راحت بود که نمیرفت، شما هم الان مستاجر نیستی دیگه

مشکل من اینه الان چندماهه پدرشوهرم میگه واسه شماهم میخوام بخرم همون برادرشوهرم وجاریم ومادرشوهرم نمیزارن چون اگه مابریم هرموقع باباومامانش کارداشته باشن آقامجبوره بیادکمک میخوان تاآخرعمرمون مارواینجانگهدارن کارهاشونوبکنیم

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز