دوستان من پدرشوهرم چندسال واسه شوهرم آپارتمان خریده شوهرم توسربازی بوده تابیادمرخصی برادرشوهروجاری بیشعورم ازحسودی رفتن مخ باباشوزدن آپارتمان روبرداشتن واسه خودشون ازوقتی اینوفهمیدم ازشون متنفرشدم ازشانسم چون باخونواده شوهرم تویه ساختمونیم هرروزاینجان دست خودم نیست حرصم میگیره میبینم راحت رفتن نشستن آپارتمان ماهم اینجاداریم عذاب میکشیم تویه خونه کوچیک بااذیت های مادرشوهرم