2777
2789
عنوان

نظر بدید

| مشاهده متن کامل بحث + 821 بازدید | 242 پست
من هرکی سریع درخواست بفرسته فکر میکنم پسره😂قبلا هرکی چه پسر چه دختر درخواست میداد قبول میکردم چت می ...

از بس منحرفی😐مث این میمونه ک ....نمیدونم مث چی  میمونه ولی داری زود قضاوت میکنی ، من نمیخوام عکسم بخش شه وگرنه میدادم عکسمو ک باور کنی😐😒

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂ازت خوشم میاد باحالی😐😂😂😂😂😂😂

چاخلصیم مشتی    /

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من هرکی سریع درخواست بفرسته فکر میکنم پسره😂قبلا هرکی چه پسر چه دختر درخواست میداد قبول میکردم چت می ...

عارام تفم درومد بغض گرف دهنمو/

@baharlive    /

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
منم چاخلصم 😐😐

بیشتر باش/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
عاشق خودم نشدی😆😂

خودتو که هنوز ندیدم 😂😂

برای حاجتم دوتا صلوات بفرستید💓😘 همیشه به قلبت گوش بده درسته که طرف چپ بدنته، ولی همیشه راستشو میگه ♥️
زهر مار😂 اصلا از این به بعد درخواست هر چی پسر و مرده رو قبول میکنم تو بغض نکنی😛😂

دوبارع زری ک زدیو تکرار کن/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز