لحظه به لحظه زندگیم سایه یه نفر با منه،حتی پستی که میخونم یا کامنتی که میذارم❤فرشته نگهبان،رفیق،یار و حامی منه❤ما یه روح هستیم در دو بدن❤نکند اینهمه بد قلب مرا سست کند
اگر در تاپیک های مذهبی مخالف نظر من هستی لطفا ریپلای نزن چون نظر من نیست رای و نظر ثقلین هست در مذهب حقهٔ جعفری تفسیر به رای جایی نداره پس شما مخالف ثقلین هستی نه من... امام صادق صلوات الله علیه و آله فرمود دشمنان ما علنی با ما دشمنی ندارن با شیعیان ما دشمن هستن ... اگر دین ندارید آزاده باشید.... برائتیام تا ابد با دشمنان و قاتلین مادرم حضرت زهرا سلام الله علیها دشمنم. در بود و آتش و دود و میخ آهنین و چهل نامرد و یاسی که باردار بود و پهلویی که شکست خانه ایی که هتک حرمت شد مادرم پشت در ناله زد وای محسنم شهید شد و آقای من مولای من مادرم فریاد زد وا محمداه وا جعفراه وا حمزتا وا علیا وا مهدیا بله آقا جان مادرم پشت در به دادخواهی شما را صدا زد وقتش شده که بیایی چراغ سر قبر زهرا کجایی بیا به پهلوی مادرت قسم بیا نه مادرمان... حضرت زهرا سلام الله علیها مادر تمام غدیری هاست...داغ صورت نیلی چادر خاکی و پهلوی شکستهٔ مادرم تا ابد تا صف محشر قلبم را آتش میزند... داغ یاس مطهره هرگز کهنه نمیشود... لعن الله علی قوم الظالمین السلام علیک یا مولانا ایها العزیز یا ابانا یا صاحب العصر و الزمان السلام علیکم و رحمة الله و برکاته حیدر کرار حیدر صفدر اسدالله الغالب حبل الله المتین قسیم جنه و النار امین الله فی الارضه صدیق اکبر فاروق اعظم علی بن ابی طالب صلوات الله علیه و آله امیرالمؤمنین است.تمام حجت مسلمانی من حسین بن علی صلوات الله علیه و آله است خیلی سال است از تفتیش عقاید ادم ها گذشته دست بردارید از این تجسس نکوهیده و مذمت شده...اگر سر عقیده من و امضام بحث میکنی و کامنت میذاری من جواب نمیدم چون الان زمان گلیم خانه بودن است چون به دستور مولام عمل میکنم السُّكوتُ على الأحمَقِ أفضَلُ (مِن) جَوابِهِ. چون به حدیث رئیس مذهب جعفری ایمان دارم خدارا شکر که دشمنان ما را از احمق ها آفرید..
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/