وای من هروقت یادم میوفته سرخ میشم.مال 8سال پیش
یه شب همه خونه مادرجونم بودیم. همه بودن.
بعد سفره رو که چیدن، من گفتم کفگیرم بیارید. بعد دخترعمم که کوچیکتر از من بود گفت کفگیر نه، کفکیر.
منم گفتم اووو حالا گیر با ....یر چه فرقی میکنه.
سکوت همه جارو فرا گرفت