2777
2789
چه کارای سنگینی میکنین وسط دعوا یاد مردان آهنین افتادم

من خندم نمیگیره زیاد ولی بااین خندیدم😅😅

Saylent  قبلی🍀🍀🍀   خدایا تو با من باش❤ بگذار عالمی از من جدا گردد     چو یک دم با تو بنشینم   دل از هر غم جدا گردد
یبار  طرف شوهرم چاقو کشیدم  ترسیده بود گفت به بچهامون رحم کن یبارم کمربندو دراوردم با ...

😂😂😂وای

            می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه🤔؟😇لبخندی که بی اراده رو لب های یک عاشق  😍نقش می بندهتا در نهایت سکوت فریاد بزنهدوستت دارم🥰❤❤❤❤💞    🌺حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم🌺

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وقتی به مادر شوهرم چای تعارف کردم قند بر نداشته بود که سینی رو گرفتم جلوی نفر بعد😐😐 واقعا هول شده بودم بعدشم خم شدم جلو شوهرم چای بگیرم چادر از سرم افتاد رو زمین 😂😂😂😂😂

خدایا...من هرچی میخوام بهم بده💙💚💜💛❤ مصلحتمم توش قرار بده...😉😉😉خدایا میدونم که یه روزی منم بچمو بغل میگیرم پس از همین الان به خاطر اون لحظه قشنگ میگم👈 {خدایا شکرتمیشه دعا کنی بچمو سالم بغل بگیرم😇

خب می‌دونین چیه ما خیلی باادب تشریف داریم و هرگز واژگان رکیک به کار نمی‌بریم اصلا به زبون نمیاریم. حالا تصور کنین یه بار، اوایل ازدواجمون هم بود خواستم بگم من می‌خوام بخُسبم،(یکی نیست بگه مجبوری ادبی صحبت کنی آخه داغان؟!) گفتم من می‌رم بکُ سبم😧🤐خیلی بد نگام کرد بعدش😤

💙صدا کن مرا... 

من روز خواستگاری مامانم دیس میوه رو پر پرکرده بود😐😒منم ۱۴ ساله اوندم به پدرشوهرم تعارف کنم اولین نفر همرو ریختم رو پدرسوهرم  یه لحظهقیافه شوهرمو نگاه کردم اینجوری بود🙄🙄😞😞🤔🤔

Saylent  قبلی🍀🍀🍀   خدایا تو با من باش❤ بگذار عالمی از من جدا گردد     چو یک دم با تو بنشینم   دل از هر غم جدا گردد
خب می‌دونین چیه ما خیلی باادب تشریف داریم و هرگز واژگان رکیک به کار نمی‌بریم اصلا به زبون نمیاریم. ح ...

وای 😂😂😂😂😂😂

خدایا...من هرچی میخوام بهم بده💙💚💜💛❤ مصلحتمم توش قرار بده...😉😉😉خدایا میدونم که یه روزی منم بچمو بغل میگیرم پس از همین الان به خاطر اون لحظه قشنگ میگم👈 {خدایا شکرتمیشه دعا کنی بچمو سالم بغل بگیرم😇

معلمم عصبی شده بود از اینکه درس نمیخونیم و هی دعوامون میکرد بعد من داشتم به بینیش نگاه می کردم ک با هر دادی ک میکشه سوراخای بینش گشاد میشه

یعنی همچی خندم گرفته بود وسط دعوا

دو کیلو هوس ، یک کیلو دروغ و یک قاشق چای خوری هم علاقه باهم قاطی کردیم ؛ اسمشو گزاشتیم "عشق" 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792