2777
2789
عنوان

طلاق

177 بازدید | 18 پست

ما ی سال عقد بودیم ...شوهرم روی ماشین سنگین کار میکرد ولی حقوقی نمی‌گرفت به گفته خودش «که بعدا فهمیدیم می‌گرفته »برای اینکه بیکار نباشه بابام تمام سرمایش رو جمع کرد و ی ماشین سنگین گرفت که کار کنه شوهرم دست باباشم گرفت و رفتن رو ماشین کار کنن «بابای من خیلی زحمت کشید و تمام سرمایه ،طلاهای مامانم اون یکی ماشینمون رو فروخت و با یکی شریک شد تا اون دستگاه رو بگیرن »دستگاه خرابی میداد و... 

تا اینکه همسرم سر موضوعی با بابام که مقصرش خودش بود «همسرم»بحثشون شد و همراه با باباش دستگاه رو ول کرد اومد خونشون و همسرم به من گفت طلاق بگیریم و من و تو بهم نمیخوریم و این حرفا... خلاصه اینکه دست من و خانوادم نمک نداشت انقد به خدا بچه ها بهش خوبی کردیم بابام کارایی کرد که باباش تا حالا نکرده بود تو تاپیک های قبلی گفته بودم ، بعدن فهمیدم هدفش از ازدواج با من این بوده پول .... من بین بابام و خودش قرار داد سعی کردم همه چیز رو درست کنم اختلافشان همه چیز رو ولی اون بهم گفت فراموشت میکنم و دوستت ندارم و الان ی ماه ارتباط باهم نداریم تا این چند روز پیش پیام داده به من روحتشاد 

آینده ای خواهم ساخت که گذشته ام در برابرش زانو بزند 😉⁦

از اين موجود طلاق گرفتي الان يا نه؟

دیدین خدا بالاخره بغلمو با دستاش پر کرد؟                         امضای قبلیم: خدایامیشه بغلمو با  دستات پر  کنی؟ آخه  مامانم میگه: دستای خدا به لطافت نوزاد تازه  متولد  شدس❤ 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب همه این حسا الان طبیعیه. باید ی مدت بگذره تا اروم اروم فراموش شه.الانم تنها کاری میشه کرد اینه همه حق و حقوق و ماشینی ک پدرتون خریده رو پس بگیرین تا بعد ها ک اروم تر شدین بگین اقلا حقتونو گرفتین.انشاالله هم ک زودتر فراموش میشه و ی ادم درست سر راهتون میاد

پدرم . شوهرم تا دید به نام اون نزده گفت طلاق 

خداروشکر به نام پدرته. بزار بره ک و ن لقش .

خوشحال باش که باهاش نرفتی زیر یه سقف

عضو گروه بنفش مانکن های زیبا. وزن شروع ۷۳،وزن هدف ۶۲. تاریخ شروع۹/۲۶ وزن فعلی۶۶😍
خداروشکر به نام پدرته. بزار بره ک و ن لقش . خوشحال باش که باهاش نرفتی زیر یه سقف

اره واقعا ولی از این ناراحتم که الان اون خوشحال و شاد و خندون و من

آینده ای خواهم ساخت که گذشته ام در برابرش زانو بزند 😉⁦
انشالله 


سلام عزیزم من الان پستتو خوندم خیلی ناراحت شدم اما واقعا میگم که باید از ته دلت خوشحال و شاکر باشی که زمانی این ادمو شناختی که هنوز باهاش نرفتی زیر یه سقف و بچه دار نشدی. الان درسته خیلی سخته اما اگه یهوقت باهاش میرفتی زیر یه سقف و کلی امید و ارزو به دلت میفتاد و اگه بعدش جدا میشدی شاید موقعیت زندگی بهترو از دست میدادی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792