سلام دوستان يه تاپيكي ديدم يه خانومي با شوهرش قهر بود ميخواست تو خونه مخفي بشه ياد يه فيلمي افتادم يه دختر با دوس پسرش همين كارو كرد( ميخواست ببينه پسره بهش وفادار نيمونه يا نه) البته اونا خونشون خيلي بزرگ بود و يه جاي مخفي داشت كه ميتونست اتاق خوابو و حوم دستشويي ببينه ، فقطم اون دختره اونجا رو بلد بود( صاحبخونه كه يه پيرزنه بود بهش گفته بود) ، يه اتاقي بود كه تو جنگ توش قاييم ميشدن خيلي قفل و درش محكم بود ، ديواراشم ضد صدا، شيشه هاشم نشكن
خلاصه دختره يه نامه برا پسره مينويسه ميره تو اون اتاق قاييم ميشه يادش ميره كليدو ببره و تو اتاق حبس ميشه( در اتاق از داخل ميبستي فقط با كليد باز ميشد)
بدون غذا ، فقط اب اونجا بوده
بعد پسره يه مدت دنبالش ميگرده همه جا رو و افسردگي ميگيره و هرچي زنگ ميزنه به دختره نميتونه پيداش كنه ، گوشي دخترم اونجا انتن نميداده
تو تمام اين مدت دختره داشته پسره رو ميديده و داد ميزده كه نجاتم بده ولي پسره صداشو نميشنيده
هستين بقيشو بگم؟؟؟