بازم نشداین همه قرص خوردم آمپولم زدم خیلی امیدوار بودم که این ماه حامله باشم ولی باز نشد آخه چرا ای خدا هر ماه میگم این ماه این ماه تا دیشب همش تو فکر این بودم که با بچم چقد زندگیم بهتر میشه بیشتر شبا خواب میدیدم بچه دوقلو دارم ولی دیگه نا امید شدم خستم از دکتر رفتن
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
عزيزم همين استرس و فكر و خيال نميزاره رهااش كن منظورم فكرته دارو و درمانت و ادامه بده ولي بيخيال باش ...
شایدم خدا صلاح نمیدونه من بچه دار شم چون همیشه میگم خدایا خودت هرچی صلاح میدونی ولی خب دلم خیلی بچه میخواد حرفای مردمم داغونم کرده همش سوال چرا نمیخوای بچه دارشی چند وقت پیشم مادرشوهرم میگه شمع روشن کردی به نیت بچه دار شدن
خوش به حالش کاش من ی جین بچه داشتم خم به ابروم نمیومد سخته انتظار خیلی سخته
عزیزدلم میدونم بچه بهترین چیزیه که یه مادر میتونه داشته باشه.....این حسایه قشنگو بهت میده(بیخوابی...بی اعصابی...بی اشتهایی....افسردگی.....خستگی.....شلختگی.....خونه کثیف بچه ی شلوغ.همش بگی بکن نکن.نریز نمال .....آخره شبم شوهرجان بیان اگه بگی خسته ام بره زن بگیره بگه زنم بهم توجه نمیکنه؟
تـوقع فـهـم و شـعـورازبـعـضـیا مــثــل اینـــه کـــه پــرتغال بـــرداری دعــاکــنــی تـــوش مــوز باشــه... همینقدر غیر ممکن ...
من ۶ سال هر دکتری بگی رفتم هر قرصی بگی خوردم امپول زدم عمل کردم ولی نتیجه نگرفتم دیگه کلا بیخیال بچه شدم بعد یک سال که هیچ دارو و درمانی نمیکردم یهو باردار شدم اصلا غیرقابل باور بود
کسانی که به من میگویند تو به جهنم میروی و ما به بهشت خوشحالم میکنند که به یکجا نمیرویم...