کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد،ندا آمد بر در خانه ام بیا آنقدر در بکوب تا در برویت وا کنم.وقتی بر در خانه اش رسیدم هیچ در بسته ای ندیدم،هر چه بود باز بود.گفتم خدایا بر کدامین در بکوبم؟ ندا آمد: این را گفتم که بیایی،وگرنه من هیچ وقت درهای رحمتم را بروی تو نبسته بودم.کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...مهربــــان خـــدایم دوســــتت دارمـــــ
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
انسان های ضعیف : انتقام میگیرند...انسان های قوی : میبخشند... انسان های باهوش نادیده میگیرند... من : فحش میدم توپ تانک انبردست من چقدم جیگرم خیلیم ربط نداشت ناراحتی نخون هر کیو میبینم یکی ولش کرده رفته چرا اونی که ول کرده رفته رو نمیبینم؟اگه لبخند به لبات اومد یه صلوات مهمونم میکنی؟
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد،ندا آمد بر در خانه ام بیا آنقدر در بکوب تا در برویت وا کنم.وقتی بر در خانه اش رسیدم هیچ در بسته ای ندیدم،هر چه بود باز بود.گفتم خدایا بر کدامین در بکوبم؟ ندا آمد: این را گفتم که بیایی،وگرنه من هیچ وقت درهای رحمتم را بروی تو نبسته بودم.کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...مهربــــان خـــدایم دوســــتت دارمـــــ
انسان های ضعیف : انتقام میگیرند...انسان های قوی : میبخشند... انسان های باهوش نادیده میگیرند... من : فحش میدم توپ تانک انبردست من چقدم جیگرم خیلیم ربط نداشت ناراحتی نخون هر کیو میبینم یکی ولش کرده رفته چرا اونی که ول کرده رفته رو نمیبینم؟اگه لبخند به لبات اومد یه صلوات مهمونم میکنی؟