امروز درست دوماهه ک نیست بخاطر ابله مرغانی ک گرفتع بودم توچهار ماهگی سقط شد ینی بم دارو داددکتر از شب تاصب درد طبیعی کشیدم خیلی درد داااشت صب ساعت هفت و نیم سقط شد.
خیلی ناراحتم خیلی دلم داره میترکه خیلی بش وابسته بودم خدا شاهده حموم میرفتم باش اب بازی میکردم تورویای خودم.باش توخونه حرف میزدم شوهرم چقد دوسش داشت ولی خب مجبور شدیم براخودش بد بود خودش ازهمه چی عقب میوفتاد.پسر بود😭😭دیدمش بااون دستای کوچولوش پاهاش انگشتاش وای دارم دیونه میشم همیشع ب یادشم .شوهرم و خواهر شوهرم از شب تا صب با من بیدار موندن نمیزاشتن بخوابم ینی باید نمیخوابیدم خیلی دلم گرفته دلم براش تنگه بخدا .
برام دعا کنید ی بار دیگ ی نی نی بیادو هیچیم نشه و سلامت بیادپیشم برام دعا کنید