2777
2789
عنوان

همسایگی

103 بازدید | 6 پست

دوستان من همسایه مادر شوهرمم وقتی عروسی کردم گفتم درسته همسایه ایم ولی میتونم زیاد باهاشون صمیمی نشم و هرروز خونشون نرم و خلاصه هرروز همو نبینیم ک رسمی بمونیم ولی الان دیدم نمیشه واقعا ی بند یا زنگ میزنن یا واس کاری میان بالا یا شوهرم هرشب میگه بریم پایین دوستان من دلم نمیخواد هرشب برم خونشون همسایگی خیلی بده واقعا حالا چیکارکنم اخه 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

منم سه سال خونه مادرشوهرم بودم.همسایه نه ها...تو یه اتاقش.بعد همسایگیشون خونه ساختم.الانم تهرانم...بخاطر کار همسرم و خودم...درکت میکنم.همسایه باشی هر دقبقه سراغتو میگیرن.مخصوصا اگ خواهر برادر مجرد داشته باشه شوهرت

کارات رو بزار شبا انجام بده

اشپزی و ظرف شستن

اتوی لباس

وقتی شوهرت میگه بریم پایین بگو کار دارم اگه دوست داری خودت برو

یواش یواش اونم نمیره

منم کارهام رو بهونه کردم کمتر میرم پایین

اگه مشکل مالی دارید هر شب سوره ی واقعه بخونید معجزه ش رو تو زندگی تون میبینید الخصوص بعد از نماز عشا
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز