ببین اگه بخوایم صادق باشیم منم شاید بترسم از مستقل شدن که بخوام برم یشهر دگ و پدرم نزاره ، یا توام شاید خانوادت نزارن ، حتا اگ بدونیم اون پشت در باغ بهشته بازم ترس ورمون میداره ، چون دگ زندگی زیر سایه پدرو شوهر تمومه ، این تاوان ازادیمونه که با ترسامون مقابله کنیم وگرن باید بخودمون تبریک بگیم که تا اخر عمرمون با خفت و ناراحتی زندگی کردیم اما تکون نخوردیم!
ت دگ اگ طلاق گرفتی دوباره به چاه اولت بر نگرد ، تازه جدا هم بشی اختیارت با خودته ، ببین دکتر فرجام میگفت از یه سنی به بعد مجردم باشی زندگی با خانواده اشتباهه چون هر دو طرف فرشته هم باشن اختلاف پیش میاد مخصوصا تو خانواده های ایرانی که دیگ هیچی ... راهبه میخوان ازت ، پسفردام اگه خاستگار خوب میاد میگن باید بری باز ، با هزار تا حرف برمیگردی سر جای قبلی، پس جوری زندگی کن که ادامه شو دوست داشته باشی اگرم خواستی دوبارا ازدواج کنی خودت انتخاب کنی ، سری بعدی مهریه نگیر اما حق طلاقتو بگیر، البته حق طلاقم شرایط خاص خودشو داره باید از قبل تنظیم کنی جوری نوشته بشه که بلاعزل باشه ... خلاصه برات دعا میکنم پا پس نکش لاقل اگ دیدی پشیمون شدی مشاور بگیر بتونی اوضا رو بهتر کنی ، در هر حالت چ بمونی چ بری ، سعی کن شرایطتتو اکی تر کنی بهت بد نگذره، یه وقتا مجبوری به دشمنتم بگی چشم تا اوضا اروم شه و به موقع قدماتو برداری