من زنده بودم اما انگار که مرده بودم...از بس که روزها را از نو شمرده بودم..یک سال دور و تنها ,تنها به جرم اینکه او سرسپرده میخواست اما منننن❤ دل سپرده بودم❤
👈 من مادر یک کودک اتیسم هستم توجه کنید از این بعد در تاپیک های متفرقه ام به سوالات در مورد اختلال اتیسم هست پاسخ نمیدهم لطفا در تاپیک هایی که موضوع شون و عنوان شون اتیسم هست سوال خودتان بپرسید ممنونم که رعایت میکنید منم یک انسانم گاهی دوست دارم از دنیای اتیسم دور باشم و تاپیک های غیر اتیسم بزنم 😊
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من زنده بودم اما انگار که مرده بودم...از بس که روزها را از نو شمرده بودم..یک سال دور و تنها ,تنها به جرم اینکه او سرسپرده میخواست اما منننن❤ دل سپرده بودم❤
میخوام ببینم واقعا راسته یا اگه کسی برده چیا بهش گفتن
من زنده بودم اما انگار که مرده بودم...از بس که روزها را از نو شمرده بودم..یک سال دور و تنها ,تنها به جرم اینکه او سرسپرده میخواست اما منننن❤ دل سپرده بودم❤
من زنده بودم اما انگار که مرده بودم...از بس که روزها را از نو شمرده بودم..یک سال دور و تنها ,تنها به جرم اینکه او سرسپرده میخواست اما منننن❤ دل سپرده بودم❤
من زنده بودم اما انگار که مرده بودم...از بس که روزها را از نو شمرده بودم..یک سال دور و تنها ,تنها به جرم اینکه او سرسپرده میخواست اما منننن❤ دل سپرده بودم❤
من زنده بودم اما انگار که مرده بودم...از بس که روزها را از نو شمرده بودم..یک سال دور و تنها ,تنها به جرم اینکه او سرسپرده میخواست اما منننن❤ دل سپرده بودم❤