.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مادرم ک فوت کرد فامیلای نزدیکمون نشسته بودن ب صحبت حتی در مورد آشپزی و ..این خیلی برای ما دردناک بود
لطفا مجلس ختم ک میرید اگه گریه نمیکنید یا حتی ژست غمگین نمیگرید لا اقل سکوت کنید تا خانواده ی متوفی احساس نکنن در این غم تنهان
.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
من پدرم فوت شد خواهرم گریه نمیکرد و ساکت بود و تا سوم هیچ غذایی نخورد.ولی من گریه و زاری.خواهرم انقدر خودخوری کرد ک در عرض ی ماه کل موهاش سفید شد.الهی قربونش برم همه چیزو ریخت توو خودش ک مبادا مادرم بیش از این اذیت و ناراحت شه .هرکسی ی طوره عزیزم.
مادرم ک فوت کرد فامیلای نزدیکمون نشسته بودن ب صحبت حتی در مورد آشپزی و ..این خیلی برای ما دردناک بود ...
وااای عزیزم کاملا درکت میکنم.پدر منم فوت شده بود توو مراسم ی عده ی چیزایی راجبه خودشون تعریف میکردن و میخندیدن و من چقدرررر قلبم شکست.جلو منه عزادار میخندیدن
آمین ممنون عزیزم ..یعنی حساب کن خالم انقد بیخیال پاهاشو دراز کرده بود با دختر خالم گپ میزدن
.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »