2777
2789
عنوان

گریه در جمع....

208 بازدید | 14 پست

دیروز عمه همسرم فوت کرد خبرشو تلفنی دادن تو خونه براش گریه کردم ولی تو جمع نمیتونم گریه کنم مخصوصا جمع خانواده شوهر

ی موقع فک نکنن برام مهم نیست؟

4 ساله عروسی کردم


مهدیا … ما همه از طایفه سلمانیم هرچه خواهدبشود، پای علی می مانیم

خوب جلوی اوناهم ادای گریه در بیار ..حس کن باهاشون همدردی

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من برادرم فوت کرده این مشکل رو دارم اصلا تو جمع نمیتونم یه قطره اشک بریزم به درک هرکی میخواد هر فکری ...

خدا رحمتش کنه برادرتون رو

مهدیا … ما همه از طایفه سلمانیم هرچه خواهدبشود، پای علی می مانیم

مادرم ک فوت کرد فامیلای نزدیکمون نشسته بودن ب صحبت حتی در مورد آشپزی و ..این خیلی برای ما دردناک بود

لطفا مجلس ختم ک میرید اگه گریه نمیکنید یا حتی ژست غمگین نمیگرید لا اقل سکوت کنید تا خانواده ی متوفی احساس نکنن در این غم  تنهان

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »

من پدرم فوت شد خواهرم گریه نمیکرد و ساکت بود و تا سوم هیچ غذایی نخورد.ولی من گریه و زاری.خواهرم انقدر خودخوری کرد ک در عرض ی ماه کل موهاش سفید شد.الهی قربونش برم همه چیزو ریخت توو خودش ک مبادا مادرم بیش از این اذیت و ناراحت شه .هرکسی ی طوره عزیزم.

مادرم ک فوت کرد فامیلای نزدیکمون نشسته بودن ب صحبت حتی در مورد آشپزی و ..این خیلی برای ما دردناک بود ...

بله واقعا خیلی سخته خدا مادرتون رو بیامرزه

مهدیا … ما همه از طایفه سلمانیم هرچه خواهدبشود، پای علی می مانیم
مادرم ک فوت کرد فامیلای نزدیکمون نشسته بودن ب صحبت حتی در مورد آشپزی و ..این خیلی برای ما دردناک بود ...

وااای عزیزم کاملا درکت میکنم.پدر منم فوت شده بود توو مراسم ی عده ی چیزایی راجبه خودشون تعریف میکردن و میخندیدن و من چقدرررر قلبم شکست.جلو منه عزادار میخندیدن

بله واقعا خیلی سخته خدا مادرتون رو بیامرزه

آمین ممنون عزیزم ..یعنی حساب کن خالم انقد بیخیال پاهاشو دراز کرده بود با دختر خالم گپ میزدن 

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
وااای عزیزم کاملا درکت میکنم.پدر منم فوت شده بود توو مراسم ی عده ی چیزایی راجبه خودشون تعریف میکردن ...

اخی عزیزم خداوند پدرتون رحمت کنه ..کاش یاد بگیریم‌چنین وقتایی حرمت میت نگه داریم 

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
روح مادرتون شاد عزیزم. ❤👌

ممنون عزیزم آمین 😚

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز