2777
2789
عنوان

گریه در جمع....

227 بازدید | 14 پست

دیروز عمه همسرم فوت کرد خبرشو تلفنی دادن تو خونه براش گریه کردم ولی تو جمع نمیتونم گریه کنم مخصوصا جمع خانواده شوهر

ی موقع فک نکنن برام مهم نیست؟

4 ساله عروسی کردم


مهدیا … ما همه از طایفه سلمانیم هرچه خواهدبشود، پای علی می مانیم

خوب جلوی اوناهم ادای گریه در بیار ..حس کن باهاشون همدردی

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من برادرم فوت کرده این مشکل رو دارم اصلا تو جمع نمیتونم یه قطره اشک بریزم به درک هرکی میخواد هر فکری ...

خدا رحمتش کنه برادرتون رو

مهدیا … ما همه از طایفه سلمانیم هرچه خواهدبشود، پای علی می مانیم

مادرم ک فوت کرد فامیلای نزدیکمون نشسته بودن ب صحبت حتی در مورد آشپزی و ..این خیلی برای ما دردناک بود

لطفا مجلس ختم ک میرید اگه گریه نمیکنید یا حتی ژست غمگین نمیگرید لا اقل سکوت کنید تا خانواده ی متوفی احساس نکنن در این غم  تنهان

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »

من پدرم فوت شد خواهرم گریه نمیکرد و ساکت بود و تا سوم هیچ غذایی نخورد.ولی من گریه و زاری.خواهرم انقدر خودخوری کرد ک در عرض ی ماه کل موهاش سفید شد.الهی قربونش برم همه چیزو ریخت توو خودش ک مبادا مادرم بیش از این اذیت و ناراحت شه .هرکسی ی طوره عزیزم.

مادرم ک فوت کرد فامیلای نزدیکمون نشسته بودن ب صحبت حتی در مورد آشپزی و ..این خیلی برای ما دردناک بود ...

بله واقعا خیلی سخته خدا مادرتون رو بیامرزه

مهدیا … ما همه از طایفه سلمانیم هرچه خواهدبشود، پای علی می مانیم
مادرم ک فوت کرد فامیلای نزدیکمون نشسته بودن ب صحبت حتی در مورد آشپزی و ..این خیلی برای ما دردناک بود ...

وااای عزیزم کاملا درکت میکنم.پدر منم فوت شده بود توو مراسم ی عده ی چیزایی راجبه خودشون تعریف میکردن و میخندیدن و من چقدرررر قلبم شکست.جلو منه عزادار میخندیدن

بله واقعا خیلی سخته خدا مادرتون رو بیامرزه

آمین ممنون عزیزم ..یعنی حساب کن خالم انقد بیخیال پاهاشو دراز کرده بود با دختر خالم گپ میزدن 

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
وااای عزیزم کاملا درکت میکنم.پدر منم فوت شده بود توو مراسم ی عده ی چیزایی راجبه خودشون تعریف میکردن ...

اخی عزیزم خداوند پدرتون رحمت کنه ..کاش یاد بگیریم‌چنین وقتایی حرمت میت نگه داریم 

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
روح مادرتون شاد عزیزم. ❤👌

ممنون عزیزم آمین 😚

.باید یکی او را دوست می داشت! باید لااقل یکی او را دوست می داشت، یکی که مهربان و دلسوز بود، یکی که از او می پرسید: «دلش می خواهد به گردش برود، یا غذا بخورد؟» یا کسی که به او می گفت: «بدون پالتو بیرون نرو، سرما می خوری!»، «وقتی کسی آدم را دوست نداشته باشد، زندگی چقدر سخت است! »
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108