بچه ها من 4 ماهه ازدواج کردم
از اذیعتای مادر شوهر چیزی نمیتونم بگم چون دیگه حالم بده
فضول حسود
متاسفانه شوهرم ازش میترسه و هیچگونه حمایتی نداره
ازش متنفرم دارم به جدایی فکر میکنم چون با وجود این ادم و وابستگی و حرف شنوی شوهرم میدونم زندگیم درست نمیشه
خیلی خستم شوهرم هیچگونه همکاری نمیکنه
با مادرش تبانی میکنن
دروغ میگه پنهون کاری میکنه همشم بخاطر راضی کردن مادرش