یه داستان بهت میگم واسش تعریف کن
از همین نی نی سایت
اقلا در مورد طلا دیگه لال میشن
یا اگرم نمیخوای تعریف کنی خودت بشنو و دیگه حسرت نخور
یه دختری بود کرد بود خیلی هم ناز بود
کم سن هم بود اسم کاربریش یادم نیست
شوهرشم خیلی زیباذبود اونم کم سن بود اما بهش خیانت میکرد در حدی که زن میاورد رو تختش زن خراب
و این اگر حرف میزد کتک میخورد
بعد شوهرش برش میداشت کیبرد واسش النگو میخرید و باهم آشتی میکردن
همینکه گفتی یه عالمه طلا هرماه هرماه یاد اون افتادنه خواهرش نه مادذش هیچکس نمیدونست این طلاها حق السکوت کتک ها و خیانت هاس
هنه میگفتن خوش به حالش چه شوهر زیبایی دارهقدرم دوستش داره هر ماه براش النگو کلفت میخره
ببخشیدا ببخشیدا ریدم به کل اون طلاها
درضمن از قدیم گفتن هر زن و شوهری تو جمع بیشتر قربون صدقه میرن بدون تو دل مودشون بیشتر مشکل دارن دارن پنهان میکنن کسی نفهمه
انقدر ازینا دیدم یهو صداش اومد ا ا ا این دوتا پرنده عاشق طلاق گرفتن
بعد معلوم شده مثلا دو ساله شبا جدا میخوابیدن و اختلاف داشتن همش ظاهرسازی بوده
اسنو مطمین باش به عنوان یک زن ۳۷ ساله بهت میگم چیزی داری که از حسادت خفشون کرده و به شدت با تو دارن رقابت میکنن و بااااااااز هم حس حقارت دارن نسبت بهت
شاید هیکلت باشه که میخوان زودتر زایمان کنی و بدهیکل بشی
شایدم شوهرت خیلی دوست دارهشاید زیبایی یا تحصیل کرده
مو پوست چشم خلاصه یه جای کارشون نسبت به تو میلنگه وگرنه امممنننکان نداره آدم کسی رو که بهش حسادت نمیکنه و بالاتر از خودش نمیدونه بهش پز بده
هیچ انسانی رو دیدی وقتی چیزی دستشه خوراکی بره به اونی که تو سطل آشغال میگرده بگه توثدر بیچاره ای ببین من چقدر خوشبختم که مثل تو نیستم
چون ادم فخر فروشی به کسی میکنه که از نظر خودش از اون آدم پایین تره
خدا همچین همه دارایی و خوشبختی نداشتشون رو هم بگیره که حظ کنی