کتاب استاد عشق مجموعهای از خاطرات پروفسور سیدمحمود حسابی است که فرزند او، ایرج حسابی، آنها را جمعآوری و تدوین کرده است. این کتاب، برای اولین بار در سال ۱۳۸۰ چاپ و منتشر شد که با استقبال اهالی کتاب در سال ۱۳۹۲ به چاپ هفتادوسوم رسید.
کتاب استاد عشق شامل ۱۸ بخش است که با درآمدی بر زندگی پرفسور حسابی آغاز میشود. در ادامه نیز به روایت خاطرات و افتخارات ایشان پرداخته شده است. در آخر کتاب هم عکسهایی از مراحل مختلف زندگی این شخصیت برجسته وجود دارد.
زندگی سخت پروفسور حسابی در دوران کودکی بهدلیل بیمهریهای پدرشان، بیماری مادر، غربت و دوری از وطن و همچنین تلاشهایشان در زمینه تحصیل و پیشرفت علمی برای کسانی که بهدنبال رسیدن به اهداف و یافتن جایگاهی علمیاند، بسیار الهامبخش است.
روایت زندگی ایشان از زبان پسرشان باعث شده تا با جزئیات بیشتر و از نزدیکتر با شخصیت ایشان آشنا شویم، این روایتها بهقدری جالب توجه است که از همان ابتدای کتاب مخاطب را مجذوب داستان زندگی ایشان میکند.
از نکات جالبتوجه در مورد شخصیت پروفسور حسابی، توجه او به فرهنگ ایرانی و همچنین اهمیتی است که برای تربیت فرزندانش قائل است. برای مثال، پروفسور حسابی که خودش شیفته و عاشق حافظ بود، در شب یلدا، هنگامی که متوجه میشوند ایرج، عبارتی را در غزل حافظ اشتباه میخواند، تصمیم میگیرند که شعر حافظ را به او بیاموزد. دراینباره ایرج حسابی میگوید: «من که از این تصمیم خوشحال شده بودم، با خود گفتم حداکثر دو سه هفته بیشتر طول نمیکشد و دیوان حافظ را تمام میکنیم. از فردای آن روز حافظ خواندیم. از شبی نیمساعت شروع شد و به دو ساعت و نیم رسید، تا اینکه پس از ۵ سال دیوان حافظ تمام شد.»