2777
2789

سوتی که زیاد دارم اما اخریش مال سه روز پیش 🤦🏻‍♀️

نامزدم زنگ زد داشتیم حرف میزدیم ساعت ۲شب بود بعد کلی لوس بازی و... گفت عزیزم من برم کار دارم منم گفتم کجا گفت حمام منم گفتم منم بیام تنها نباشی  😐🤦🏼‍♀️بعد خودم اصلا تعجب کردم خندید گفت اره بیا بعد اومدم درستش کنم بدتر گند زدم گفتم نه نمیخواد نمیام میترسم 😐باز خندید  کلا هی گند زدم صبحشم زنگ زد گفت نیومدی 

به کثیف بودن بخاطر عشق اعتقاد داری؟؟

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ولی بچه ها من عید قربان خونه ی مادرشوهرم بودیم بعد داشتیم شام میخوردیم یدفه بچه ی برادر شوهر سه سالشه پاشد گفت مامان دشوری دارم تا مامانش پاشه دوسه تا انتحاری پشت سر هم زد ینی همه از خجالت و خنده قرمز شده بودن لامصب یه مهمون داشتن ک باهاشون رودربایسای داشتن 😂😂😂😂

من یه بار رفتم پیش استادم هول شدم

مرد بود 

تا وارد شدم دست کشیدم که با  مرده سلام کنم . 

استاد گفت از شما بعیده خانم فلانی 

اب شدممم

فقط 20 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
همسرم کاااااااش میتونستم فدات بشم، همسرم ضربان قلبمه نباشه هلاکم...

خونه ما با مادرشوهرم تو ی ساختمونه اونا طبقه پایین ما طبقه بالا، چند وقت پیش بود مادرشوهرم اومد دم در خونمون منم چون لباسم ناجور بود😱 تندی چادر سرم کردم رفتم درو باز کردم😏 هرچی اصرار کردم بیاد تو خونه قبول نکرد ، همینجور که مادرشوهرم داشته صحبت میکرده منم وایسادم روبروش، خلاصه حرفش تموم شد رفت منم اومدم تو خونه، کنار در ی آینه قدی هست خودمو دیدم تو آینه چشام دراومد😣 چادرم رفته بود کنار و جو.‌ج‍.وی مبارک از بند لباس بیرون افتاده بودو کل نا.مو.سم به نمایش افتاد😨 خیلی خجالت کشیدم که اینطور دیده شدم😰 حالا چه فکرا کرده خدا میدونه😅 همسرجان هم خونه بوده و مادرش میدونست😅

میشه واسه سلامتی کوچولوهام صلوات مهمونم کنین⁦❤️⁩⁩ ی دنیا ممنونم

مراسم چهلمه بابابزرگم تمومشده بود نشسته بودیم ب حرف زدن بعد مراسم 

طرفای ساعت ۲-۳ 

ی سوسک بالدار ازلای دراومد تو 

همه جییییییغ میزدن میپریدن اینور اونور 

خوردن ب من چایی دستم بود ریخت رو پام ،تو اوج عصبانیت یهو داد زدم گفتم اههه عمو اون مگش کسو پشت پشتی بردار بکشش دگ 

دگ کلا  جیغ و دادو فراموش کردن   🤣

مامان دوتاوروجک بااختلاف یسال و دوماه😁😍انلاین شاپ کودک داریم،چون اول راهیم باکمترین سود ممکن 😍@lenin_babyshop
ی بار سواارتاکسی شدم راننده پرسید مسیرتون کجاس میخاستم بگم برو مدرسه معرفت گفتم برو بی معرفت😂😂😂😂 ...

لعنتی🤣🤣🤣🤣🤣🤣

مامان دوتاوروجک بااختلاف یسال و دوماه😁😍انلاین شاپ کودک داریم،چون اول راهیم باکمترین سود ممکن 😍@lenin_babyshop

یه بار سوار تاکسی شدم داشتم تو حال خودم بودم 

یهو به خودم اومدم دیدم داره از جایی که میخواستم رد میشه 

خب شدم زدم تو کلش گفتم احمق وایستا رد شدی 

بعد اون هر وقت من و دید سوار نکرد بیشعور😒

  😍بخاطرهتوچقدر به اشک‌هایم لبخند زده‌ام ! دختر ناز من داره میاد 😍😍 😍 😍 عشق مامان من منتظرتم. بعد کلی سختی خدا بهم یه فرشته داد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز