من استرس دارم سر هر چیز کوچیکی استرس میگیرم شوهرم با بچم میره بیرون یه استرس ک الان طوریش میشه،خودم یه جام درد میکنه یه مشکل و بیماری میشه کلی عذاب میکشم یکی ز میزنه میگم وااای یه چیزی شدهه
ببین میگم من یسال اینطور بودم همش نچران و استرس خیلیی زیاد داشتم همش منتظر خبر مرگ بوذم منتظر اتفاق بد. تا اینکه کم کم خاب شبو ازم گرفت تازه بعدش به فکر درمان افتادم اول رفتم روانشناس افکارم بهتر شد ولی اختلال خابم رفتم پیش روانپزشک دارو داده
منم باید برم از بس فک میکنم و استرس دارم شبا کابوس میبینم
حتمن حتمن رو خودت کار کن نشد برو روانشناس نشد برو روانپزشک باور کن روحم مثل جسم نیاز به درمان داره من اگه انقد از اسم روانپزشک نمیترسیدم الان به اینجا نرسیده بودم
وای دقیقا منم هرشب کابوس داشتم هرشبااا. بعد فک میکردم تعبیر داره کابوسام میگفتم پس نگرانیم بی دلیل ن ...
واااای خدااااا منم اینجوریممم
دارم عذاب میکشم زیر گاز رو کم کردم رفتم حیاط احساس کردم غذا داره میسوزه کم مونده بود با سر برم تو جوب از پله یه جوری دوییدم ک نگووو،اومدم دیدم کلی اب داره و نمیسوزه
باور کن دو سال درگیر سرطال سینه بودم ک نکنه بگیرم یه مدت سرطان معده الانم هپاتیت و ایدز
دقیقن و دقین منم همین ببین همیشه فک میکردم نازام همیشه فک میکردم یه مرضی دارم خودشو نشون نداده هنوز اینا طبیعی نیس من متاسفانه فک میکردم طبیعیه من به بچم منتقل شد الان یه جاش درذ میکنه میگه مامان یعنی من خوب میشم