من استرس دارم سر هر چیز کوچیکی استرس میگیرم شوهرم با بچم میره بیرون یه استرس ک الان طوریش میشه،خودم یه جام درد میکنه یه مشکل و بیماری میشه کلی عذاب میکشم یکی ز میزنه میگم وااای یه چیزی شدهه
منم همینطور بودم درمورد هرچیزی بدترین اتفاقشو فک میکزدم همیشه غم گین و نگران بودم هم کتاب خوندم هم دارم دارو میخورم بنظرم جلوشو بگیر چون بعدش سختر میشه و باعث عوامل دیگه میشه من بهش اهمیت ندادم تا تاینکه روهم انباشته شد و باعث اختلا خابم شد الانم مجبورم قرص بخورم