مامانم خیلی دیگه روزندگی خواهرم حساسه...خودش قلبش ناراحته ومدام روکوچکترین رفتارخواهرمونامزدش فکرمیکنه که چکارکنه چکارنکنه..خواهرمم اونجورکه بایدزبروزرنگ نیست میادهمه چی روبه مامانم میگه ایشونم دغدغه وحرص الکی میخوره بازمیفته قلبش دردمیگیره..یاهرروزمیره بیرون خریدیه تیکه میخره ازاین مغازه هایی که قسطی میدن...هی قرض روقرض..من وخواهرم میگیم صبرکن حداقل قسطاتوبده بازوسایل دیگه بگیر..ناراحت میشه جیغ ودادمیکنه سرمون.اعصابم بهم ریخته