2777
2789
عنوان

حسرت....

| مشاهده متن کامل بحث + 1440 بازدید | 71 پست
من این وسط طعمه بودم منو میفرستاد دکتر میرفتم هرچی ب من میگفت بخر بخوری یاشوهرت بخره بخوره لیست میداد اگر بعضی هاشو واسه گیرندادن من میگرفت واسه اون کلشو میگرفت میبرد یااینکه انقدر میخورد من ابله میگفتم چی ب فکر یعنی انقدر دوست دار من باردار بشم ذوق میکردم الانم دارم باگریه مینویسم میسوزم یادش میافتم حالا حرف هم میشنوم شدم بازیچه دست مردم
خب چرا برای شما هزینه نکرده برای پسر دار شدن یعنی چی اولین باره می شنوم 


خب چون میخواست اول زن صیغه ایش باردار بشه چون بهش گفته بود اگر اول زن خودت باردار بشه ازت جدامیشم اول من بعدا زنت مثلا حسادت میکرده اینم منو اوسگول کرده بود بازیم میداد انقدر داروهای هورمونی خوردم چیشد اخرش رودست خوردم اصلا سوختم وقتی تعریف کردن

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

عزیزای دلم من اصلا ناشکری دخترمو نمیکنم من عاشقشم میمیرم واسش همه هم میدونن ک چقدر واسم مهمه دنیامو ...

یعنی چون شما بچه اولت دختر شده و دیگه بچه نخواستی 


 شوهرت رفت یکی رو صیغه کرد براش رژیم داد که پسر بشه 😶🤔🤨

یه بارهم بچه خواهرم مای بی بیشو باز کردن دیدم ک سردش شده شونبولش رفت تو جمع شد منم خیلی بامزه ست عاشقشم گفتم الهی رفت تو نکنه چیزیش بشه بخدا ک بی منظور گفتم گفتم عه اینکه هیچی نداره رفت تومحوشد خواهرم فوری گفت خوبه ک پسره باز هرچی باشه دختر نیس ک عیب وایراد باشه واسش هرچی هست پسر خیلی جدی گفت من اصلا ماتم برد

یه بارهم بچه خواهرم مای بی بیشو باز کردن دیدم ک سردش شده شونبولش رفت تو جمع شد منم خیلی بامزه ست عاش ...

آره اینو بد گفت ولی بازم منظوری نداشته خواهر منم اینجوریه هر چی باشه میگه مثلا مریض بودم پسر باشه خوبه دختر باشه ایراده کسی نمیگیرش منم میگم چه ربطی داره

یعنی چون شما بچه اولت دختر شده و دیگه بچه نخواستی   شوهرت رفت یکی رو صیغه کرد براش رژی ...


ن بخاطر بچه نبود این خانم باشوهرم دوست شد بعد صیغه اش کردواسش ماشین خریدکلی طلاخرید واسه من هرچی میخرید واسه اونم میخرید منم نمیدونستم اصلا باورم نمیشد بعد رفته بود بهش گفته بود ک زنم میخاد باردار بشه مجدد اونم گفته بود اول منو باردارمیکنی اگر بفهمم باردارشده بخدا ک ازت جدامیشم اینم گفته بودباشه اما ب من میگفت برو دنباله کارای رژیم غذاییتو بگیر تاروزی ک اقدام کنیم منم چندماه رفتم اومدم امپول قرص اینور اونور چقدر داروگیاهی تورژیمم چندماه لب ب لبنیات نزدم همش چیزای شورمیخوردم فشارخون پیداکردم اما ب اقدام میرسید بهانه میاورد میپیچوند تااینکه علتشو فهمیدم داغون شدم

یجوری بهت برمیخوره انگار همون یدونه رو هم نداری

ولشون کن بابا

منم ی دختر دارم

ی خواهرشوهر دارم بچه دارنمیشن

هردفعه منو میبینه کلی حرف بارم میکنه که تو دختر زایی

وپسر بیار وتو الی وبلی

درصورتیکه بخوام مث خودش نفهم باشم میتونم دلشو بشکنم

اما چون خودم دختر دارم وازخدا میترسم چیزی بهش نمیگم

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز